طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن‌وقت همه خواهیم دید که دشمن به‌دنبال ما می‌دود نه ما به‌دنبال دشمن.

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*******

کسی که به‌عنوان دفاع از اهل‌بیت(ع) می‌رود در واقع دارد از جامعه و شهرهای خود دفاع می‌کند؛ این دفاع از ایران است.

آنها داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند؛ عراق و شام مقدمه بود تا ایران را زمین‌گیر کنند اما قدرت جمهوری اسلامی آنها را در همان‌جا زمین‌گیر کرد

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*********

این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است.
حضرت امام خامنه ای روحی فداه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینجا فقط برای طلاب نیست؛ مطالبی بسیار هست که برای عموم است.

طلاب ؛ یاران حضرت بقیة الله اعظم ارواحنا فداه

چگونه بهتر طلبگی کنیم برای امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نکاتی ارزنده و کاربردی ذیل بحث طلبگی برای یاران حضرت

آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است


اگر کتابخوانى فرهنگ رایج شد و در بین مردم ما جا افتاد، آن‌وقت کسانى پیدا میشوند که «صدقه‌ى کتاب» درست میکنند که الان نیست. شما ببینید چقدر روضه‌خوانى میشود! چقدر احسان میشود! چقدر به ایتام کمک میشود! چقدر پول و جنس و پارچه و چیزهاى دیگر داده میشود! آیا به همین نسبت، کتاب هم داده میشود؟! به همین نسبت پول براى چاپ کتاب داده میشود؟! خیلى کم. خب، شما که روشنفکرید و به اهمّیّت این کار آگاهید، این را ترویج کنید. ۱۳۷۴/۲/۱۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۰۱
گفتاری از: حسین فردوست
ناشر: اطلاعات
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: سیاست
نوبت چاپ: ۳۱
تاریخ چاپ: ۱۳۹۲
شمارگان: ۲۱۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۱۴۳۹
شابک:
۹۷۸-۹۶۴-۴۲۳-۱۵۰-۶

معرفی کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»

ناگفته‌های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود

ارتشبد حسین فردوست؛ دوست صمیمی‌ای که رضاخان برای پسرش برگزید و او را همراه ولیعهد به سوئیس برای تحصیل در کالج «له‌روزه» فرستاد. فردوست در میان نسل اول و دوم انقلاب آن‌قدر معروف بود که پس از چاپ کتاب خاطراتش، برای خرید آن صف بسته شود و با ۳۱ بار تجدید چاپ و در حدود دویست هزار نسخه، در فهرست کتاب‌های پُرشمارگان قرار بگیرد.

ارتشبد حسین فردوست؛ دوست صمیمی‌ای که رضاخان برای پسرش برگزید و او را همراه ولیعهد به سوئیس برای تحصیل در کالج «له‌روزه» فرستاد. فردی که تا آخرین روز حکومت پهلوی صمیمی‌ترین دوست شاه شناخته می‌شد؛ تا جایی که حق داشت با شاه و ملکه بر سر یک میز غذا بخورد، محرمانه‌ترین اسرار محمدرضا در مخفیانه‌ترین ارتباطات او را بداند و در رأس مهم‌ترین ارگان اطلاعاتی رژیم پهلوی، «دفتر ویژه‌ی اطلاعات»، که سازمان اطلاعاتی شخصی شاه محسوب می‌شد، بر کل سیستم سیاسی و اطلاعاتی کشور و حتی بر ساواک، نظارت داشته باشد. فردی که حسنعلی منصور ابلاغ حکم نخست‌وزیری‌ای که آمریکا و انگلیس دستورش را صادر کرده بودند، از او مطالبه می‌کند و... ناگاه در ۱۲ آبان ۱۳۶۲ پس از پنج سال زندگی مخفیانه، شناسایی و بازداشت می‌شود. بعد از عبور از سؤالاتی همچون اینکه چرا او ایران را ترک نکرد؟ آیا در تدارک کودتا بود؟ و... هیچ‌کس تردیدی نداشت چنین فردی خاطرات مهمی با خود دارد. درک این اهمیت سبب شد این خاطرات تا اردیبهشت ۱۳۶۶ که بر اثر سکته زندگی‌اش پایان یافت، به‌مرور ضبط و چندی بعد، تدوین و منتشر شود.
فردوست در میان نسل اول و دوم انقلاب آن‌قدر معروف بود که پس از چاپ کتاب خاطراتش، برای خرید آن صف بسته شود و با ۳۱ بار تجدید چاپ و در حدود دویست هزار نسخه، در فهرست کتاب‌های پُرشمارگان قرار بگیرد.
این مقدمه اهمیت کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» را، که به خاطرات فردوست مشهور است، برای کسانی که سنشان اقتضای شناخت وی را ندارد، کافی است. اما بد نیست این را هم اضافه کنیم که اگرچه شاه به دلیل ویژگی‌های کیش شخصیتش، در بیان خاطرات حتی از دوستان بسیار صمیمی‌اش (که در تصمیماتش مؤثر بوده‌اند) همچون ارنست پرون هم نامی نبرده است، اما فردوست از این قاعده استثناست و وی چنین معرفی شده است: «دوست صمیمی من پسری بود به نام حسین فردوست که پدرش ستوان ارتش بود. حسین در دوران تحصیل در سوئیس با من همدرس بود و بعد هم با درجه‌ی سرهنگی سمت استادی دانشکده‌ی افسری را عهده‌داری می‌کند و فعلاً در گارد شاهنشاهی مشغول انجام وظیفه است.»۱
شاید همین سبب شد که اندکی پس از چاپ کتاب، رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای گروهِ تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران، ‌ به بهره‌گیری از آن برای معرفی واقعیت‌های رژیم شاه، توصیه کنند.۲
کتاب از دوره‌ی کودکی محمدرضا تا روزهای آخر حکومت پهلوی را با جزئیات جذاب و روان بیان کرده و ویرایش آن نیز فاقد هرگونه جهت‌گیری سیاسی است و اغلب توضیحات و معرفی شخصیت‌هایی که از آن‌ها نام برده شده (همچون تیمورتاش، فروغی، هویدا، شریف امامی و...) براساس اسناد به‌صورت مستقل در جلد دوم ارائه شده است که نقش مکمل خاطرات را دارد.
در کتاب، نقش مؤثر آمریکا و انگلیس در امور ایران را می‌توان به‌وضوح دید. به‌عنوان نمونه، وی در فرازی از کتاب درباره‌ی آخرین تلاش‌های آمریکا برای مقابله با انقلاب می‌گوید: «من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت. من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر بیست روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر آمریکا گله می‌کند و فردای آن روز، سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. ماجرای این ملاقات را بدره‌ای به اطلاع من رساند. او گفت که در این ملاقات، هایزر بدون معذرت‌خواهی از تأخیر خبر ورود خود، کار را خراب‌تر می‌کند و از محمدرضا می‌پرسد: اینکه شنیده‌ام به استراحت می‌روید، آیا صحیح است؟ و تاریخ خروج محمدرضا را می‌پرسد. محمدرضا پاسخ می‌دهد: این یک امر شخصی است و هر موقع لازم دانستم از این مرخصی استفاده می‌کنم. [...] اما پس از گذشت یک ماه از حضور هایزر در ایران، خبرگزاری‌های رویتر و آسوشیتدپرس اعلام می‌کنند که معاون فرمانده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آن‌ها گفتند که هدف از سفر ژنرال هایزر به ایران و اقامت طولانی‌اش در این کشور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده است.»
ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز ۲۲ بهمن در ایران در میانه‌ی بحث برای اعلام بی‌طرفی ارتش، چنین می‌نویسد: «من باسرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره‌باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر بکنید. او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضعِ تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به‌سرعت دور شدم...»
نمونه‌ی دیگر را می‌توان اطلاعاتی دانست که درباره‌ی شاپور جی، معروف به «ریپورتر»، نماینده‌ی رسمی دستگاه اطلاعات انگلیس، به‌عنوان افسر رابط با شاه و دربار می‌دهد. همچنین در موارد متعددی، از دخالت انگلستان و آمریکا در امور دربار همچون انتخاب نخست‌وزیر، پرده برمی‌دارد. چرایی انتخاب رضاخان برای کودتا را توضیح می‌دهد و به معرفی واسطه‌های ارتباط رضاخان با انگلیس، همچون سلیمان بهبودی، دانش‌آموخته‌ی آموزشگاه صهیونیستی آلیانس، می‌پردازد.
خاطرات فردوست از معدود مدارک موجود در خصوص زندگی و مرگ ارنست پرون است؛ عضو سوئیسی دربار که به دلیل شایعات فراوانی که درباره‌ی او وجود داشت و نقشی که در اداره‌‌ی شاه ایفا می‌کرد، شهرت یافته بود. فردوست در بخشی از کتاب نتیجه می‌گیرد مطمئناً سازمان اطلاعات انگلیس با علم به اینکه محمدرضا در مدرسه‌ی له‌روزه ثبت‌نام خواهد کرد، مدت زمان کوتاهی قبل از حضور او در این مدرسه، ارنست پرون را به‌عنوان جاسوس و در لباس خدمتکار، برای کنترل و دوستی با محمدرضا گماشته بود. او شرح می‌دهد که چگونه سازمان‌های اطلاعاتی حتی پیش از زمانی که افراد پُست یا سمتی را در یک کشور به دست آورند، آن‌ها را تحت مراقبت قرار می‌دهند و چند نمونه از اقدامات پرون در این زمینه را بر‌می‌شمارد.
البته اطلاعات او منحصر به شاه نیست و به مسائل مختلف پرداخته است؛ از مترو تهران گرفته تا نفت دریای خزر که هنوز پس از سه دهه از بیان آن خاطرات، بسیاری از جزئیاتِ بیان‌شده، کاربردی است. حتی معرفی وی از شخصیت‌های دربار نیز قابل توجه است. به‌عنوان نمونه، اطلاعاتی که درباره‌ی پرویز ثابتی و چگونگی رشد او می‌دهد، در تحلیل خاطرات تازه‌منتشرشده‌ی او کمک شایانی می‌کند.
او روایات متفاوتی از برخی مشهورات تاریخی ارائه می‌دهد. مثلاً درباره‌ی ملاقات یکی از مراجع نجف با فرح، برخلاف نقل مشهور، از عدم تخصیص وقت و مراجعه‌ی فرح بدون هماهنگی و برخورد سرد آیت‌الله می‌گوید. در کنار آن، از مستند بودن برخی حدسیات انقلابیون نیز می‌گوید که از آن جمله ارتباط مستمر آیت‌الله شریعتمداری با شاه است.
روایت او از نهضت امام نیز به‌عنوان یکی از اعضای ارشد نقطه‌ی مقابلِ نهضت، قابل توجه است. در موضوع مقابله با قیام پانزده خرداد، از غافل‌گیری ساواک و مردمی بودن قیام می‌گوید و ابراز تأسف می‌کند که چرا آیین‌نامه‌ی «کنترل اغتشاشات» آمریکایی‌ها، که خود او دستور داده بود به فارسی ترجمه شود، توسط فرماندهان واحدهای نظامی و انتظامی به‌ویژه اویسی، مطالعه نشده بود!
او مکانیسم عمل ساواک در گزارش‌دهی مطابق خواست شاه را در این واقعه به‌نیکی شرح می‌دهد که چگونه بی‌خبر ماندن ساواک از قیام مردمی به تیمور بختیار نسبت داده شده است تا شاه مسئول جدید را فردی هوشمند تلقی نماید.
او رمز ارتقای بسیاری از مقامات ساواک را در فهم چگونگی ارائه‌ی گزارش مطلوب شاه توصیف می‌کند. اگرچه در متن خاطرات او، چنین انتقادهایی نسبت به رژیم گذشته دیده می‌شود و گاه چنین گمانه‌ای را تقویت می‌کند که بیان این خاطرات، برای تبرئه‌ی خود بوده است، اما با در نظر گرفتن دیگر اسناد و خاطراتی که در سال‌های بعد منتشر شد، در مجموع می‌توان کتاب را سندی قابل اعتنا تلقی کرد. برخورد عوامل پهلوی با کتاب نیز متفاوت است. برخی خاطرات او را رد کرده‌اند و برخی همچون سپهبد محسن مبصر، فرمانده شهربانی کل کشور شاه، بر بخش عمده‌ای از آن صحه گذاشته‌اند.
فردوست در مجموع ۵۲ سال از زندگی ۷۶ساله‌اش را در ارتباط نزدیک با محمدرضاشاه پهلوی گذراند؛ از دوره‌ی تحصیل تا حضور در جمع پایه‌گذاران گارد جاویدان در نخستین سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ و پس از آن، تأسیس دفتر ویژه‌ی اطلاعات رژیم پهلوی، دبیری شورای امنیت کشور با حفظ سمت و... وی از سوی محمدرضا پهلوی مأمور تحقیق درباره‌ی سوءاستفاده یا عدم لیاقت سران نظامی، انتظامی و سایر سازمان‌های دولتی شد، طی سال‌های ۵۳ و ۵۴ عضو کمیسیون قیمت‌های پایه بود و در مقطعی مسئولیت ایجاد سازمان حفاظت و تحقیق حزب رستاخیز را برعهده گرفت و براساس خاطراتش، تا آخرین لحظات پیروزی انقلاب، برای حفظ حکومت پهلوی چنان کوشید که برخی از عوامل امنیتی به وی به‌عنوان گزینه‌ی مطلوب برای هدایت یک کودتا نگاه می‌کردند. خواندن خاطرات چنین فردی قطعاً خالی از لطف نیست.
 
پی‌نوشت‌ها:
۱. محمد‌رضا پهلوی، مأموریت برای وطنم، ص ۸۶-۸۷.
۲. مشروح بیانات، ۸ بهمن ۱۳۷۰.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۷


نویسنده: آقای محمد میرکیانی
ناشر: موسسه انتشارات قدیانی
موضوع کتاب: ادبیات
نوبت چاپ: ۱۳۹۴
تاریخ چاپ: یازدهم
شمارگان: ۱۱۰۰
تعداد صفحه: ۱۶۰
شابک:
۹۷۸-۹۶۴-۴۱۷-۰۰۷-۲


معرفی کتاب تن‌تن و سندباد:

داستانی که خیلی‌ها آن را باور نداشتند

کتاب تن‌تن و سندباد را می‌توان یک کتاب استراتژیک در حوزه‌ی ادبیات نوجوان به‌شمار آورد. این کتاب که در سال ۱۳۷۰ نگارش شده است، با نگاهی دقیق و نافذ مسئله‌ی نوظهور زمان خود را به عنوان موضوع و هسته‌ی اصلی داستان برگزیده است. هدف نویسنده از خلق چنین داستانی، پرداخت استعماری و غیرمستقیم به مسئله‌ی «تهاجم فرهنگی» غرب به شرق است. جالب آنکه در ابتدای دهه‌ی هفتاد، مسئله‌ی تهاجم فرهنگی امری واضح و قابل رؤیت برای همگان نبود و حتی علی‌رغم تأکیدات فراوان رهبرانقلاب، این امر برای طیف وسیعی از دست‌‌اندرکاران و مسئولان گنگ و نامفهوم بود...

سال ۱۹۲۹ میلادی، «ژرژ رمی»، نویسنده‌ی بلژیکی برای نخستین بار داستانی مصور را با عنوان «تن‌تن در سرزمین شوراها» منتشر کرد. در این کتاب خبرنگار به اسم تن‌تن به همراه میلو که سگ خانگی‌اش است به شوروی که نماینده و قطب کشورهای بلوک شرق بود سفر می‌کند و در می‌یابد که افرادی ستمگر و نادان در آن حکومت می‌کنند که هیچ پیشرفت اقتصادی به وجود نیاورده‌اند. پس از انتشار این کتاب و استقبالی که از آن در غرب شد، مجموعه‌های بعدی تن‌تن نیز نگارش و به سرعت ترجمه شد. شخصیت ماجراجو و جذاب تن‌تن با مدل موهای خاص خود که به همین نام نیز معروف شد، در بین نوجوانان جهان طرفداران زیادی پیدا کرد و خیلی زود به عنوان نماد یک جوان جذاب و باهوش غربی تکثیر شد. در این میان اما تصویر خشن و بدی که از روس‌های کمونیست، قبایل بومی کنگو، سیاهپوستان امریکا، نژادهای جنوب شرقی آسیا و ... در مجموعه آثار تن‌تن نشان داده می‌شد حاکی از ترویج نگاه برتر و بالاتر غرب بر دیگر فرهنگ‌ها بود. تن‌تن به هرجایی که سفر می‌کرد، مردمی را می‌دید که گرفتار مشکلی هستند و مانند همه داستان‌ها و فیلم‌های آمریکایی و غربی، این او است که در نقش «ناجی» وارد شده و با همراهی دوستانش آن مشکل را برطرف می‌کند. تن‌تن را می‌‌توان یکی از نمونه‌های موفق از نمادی برای تبلیغ و ترویج یکسان‌سازی فرهنگی در جهان آن زمان به حساب آورد.
 
* جنگ افسانه‌ها برای بازسازی هویت ملی
این بار اما تن‌تن در کتابی از یک نویسنده ایرانی ظهور پیدا کرده است. در این کتاب، تن‌تن در ادامه‌ی ماجراجویی‌هایش با همراهی دوستان همیشگی‌ خود، یعنی میلو، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل به سفری دیگر آمده‌اند. آن‌ها پس از سفر به نقاط مختلف جهان و خلق داستان‌های گوناگون، حالا به عنوان جهانگرد، میهمان مردم شرقی می‌شوند. اما پس از مدتی مشخص می‌شود هدف آن‌ها یافتن افسانه‌های شرق و غلبه بر آن‌ها است، تا با تعریف این قصه‌ی جدید، خود به عنوان افسانه‌های جدید جهان مطرح و الگوی جوانان و نوجوانان شوند. تن‌تن و دوستانش به هر نقشه و وسیله‌ای می خواهند در این داستان جدید پیروز شوند، اما در این میان سندباد با همراهی افسانه‌های شرقی به مقابله با مهاجمان برمی‌خیزد. تن‌تن که خود را در حال شکست می‌بیند به ناچار مجبور می‌شود تا از دیگر قهرمان‌های غربی کمک بخواهد و پای افسانه‌هایی مثل سوپرمن، تارزان و کینگ کنگ نیز به داستان باز می‌شود. در آخر اما این مشرقیان هستند که با استفاده از قدرت عقل و خودباوری، موفق می‌شوند مهاجمان را شکست دهند. اما گروه شکست‌خورده در حالی به غرب باز می‌گردند که در فکر حمله‌ای مجدد به مشرق زمین هستند.

کتاب «تن‌تن و سندباد» اثری خیالی و استعاری از تقابل دو شخصیت تن‌تن و سندباد به نمایندگی از دو فرهنگ غرب و شرق است. این کتاب سال‌ها پس از پایان مجموعه داستان‌های تن‌تن، توسط «محمد میرکیانی» خلق و نگارش شده است. کتاب داستان تقابل افسانه‌های کهن مشرق زمین و داستان‌های خیالی غرب با زبانی استعاری و در قالب واقع‌گرایانه است. شخصیت‌هایی نظیر سندباد، علی‌بابا و ... که روزگاری سکه‌ی رایج بازار نقال‌ها بودند و در دل داستان‌های خود نکته‌های پندآموز داشتند، در این کتاب به مصاف قهرمان‌های پوشالی و بزرگنمایی شده‌ی غرب می‌روند. هر کدام از این دو گروه به‌عنوان نماینده‌های فرهنگ خود در کتاب معرف می‌شوند. در مقابلِ قدرت‌های بی‌منطق و بزرگنمایی شده‌ی قهرمان‌های غرب، افسانه‌های شرق راه‌هایی منطقی و عاقلانه در پیش می‌گیرند و در برابر تهاجم و خوی خشونت‌طلبی آن‌ها، با صبر و اتحاد سرزمین‌شان را نجات می‌دهند. در حقیقت میرکیانی تلاش کرده است حقیقتی تاریخی را در قالب یک داستان خیالی برای نوجوانان بازگو کند. داستان تهاجم تکراری غرب بر سرزمین‌های شرقی و استعماری که بر کشورهای آسیایی و آفریقایی گذشته است، این‌بار در شکلی جدید و با هدف سیطره بر فرهنگ و اندیشه در تن‌تن و سندباد روایت می‌شود.
در این اثر نویسنده با نگاهی دقیق و انتخابی درست، گروه سنی نوجوان را به عنوان مخاطب برگزیده است و آن‌ها را پای نقل این داستان نشانده است. نوجوانانی که در آستانه‌ی ورود به جوانی و ورود جدی به عرصه‌ی اجتماع قرار دارند و بیش از هر زمان دیگری در معرض سؤال «من کیستم؟» و بحران انتخاب هویت، به‌عنوان آینده‌ی بالقوه‌ی خود قرار دارند.
 
* یک کتاب استراتژیک
کتاب تن‌تن و سندباد را می‌توان یک کتاب استراتژیک در حوزه‌ی ادبیات نوجوان به‌شمار آورد. این کتاب که در سال ۱۳۷۰ نگارش شده است، با نگاهی دقیق و نافذ مسئله‌ی نوظهور زمان خود را به عنوان موضوع و هسته‌ی اصلی داستان برگزیده است. هدف نویسنده از خلق چنین داستانی، پرداخت استعاری و غیرمستقیم به مسئله‌ی «تهاجم فرهنگی» غرب به شرق است. جالب آنکه در ابتدای دهه‌ی هفتاد، مسئله‌ی تهاجم فرهنگی امری واضح و قابل رؤیت برای همگان نبود و حتی علی‌رغم تأکیدات فراوان رهبرانقلاب، این امر برای طیف وسیعی از دست‌‌اندرکاران و مسئولان گنگ و نامفهوم بود تا جایی‌که ایشان در یکی از دیدارهای خود چنین می‌فرمایند: «ما چند سال قبل از این بحث تهاجم  فرهنگی را مطرح کردیم؛ بعضی‌ها اصل تهاجم را منکر شدند؛ گفتند چه تهاجمی؟ بعد یواش یواش دیدند که نه [فقط] ما می‌گوییم، خیلی از کشورهای غیرغربی هم مسئله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح می‌کنند و می‌گویند غربی‌ها به ما تهاجم فرهنگی کردند؛ بعد دیدند که خود اروپایی‌ها هم می‌گویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگی کرده! لابد دیده‌اید، خوانده‌اید که [گفتند] فیلم‌های آمریکایی، کتاب‌های آمریکایی چه تهاجم فرهنگی‌ای به ما کرده‌اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلی از کسانی که قبول نمی‌کردند قرار گرفت! تهاجم فرهنگی یک واقعیّتی است.» اما گویا مطالعه‌ی این کتاب، موجب خوشحالی و مسرت رهبرانقلاب شد که لااقل در گوشه‌ای از این کشور، نویسنده‌ای در آن سال‌ها خطر تهاجم فرهنگی را حس کرده و چنین کتابی را نوشته‌ است. به همین دلیل رهبرانقلاب در یادداشت کوتاه خود بر این کتاب چنین نوشته‌اند: «من هم همین قصه را همیشه تعریف می‌کردم! حیف که خیلی‌ها آن را باور نداشتند... حالا دیگر کار من آسان شد! همین بس است که نسخه‌ی این کتاب را به همه‌ی بچه‌ها بدهم.»

کتاب تن‌تن و سندباد نمونه‌ای موفق از نگاه اجتماعی یک هنرمند و دغدغه‌ی او درباره‌ی حفظ فرهنگ بومی کشور در دهه‌ی هفتاد است، میرکیانی با نگاهی دقیق از کارکرد ماهواره و خدمت ابزاری آن به دگرگونی فرهنگی مطلع شد و این مسئله را در کتاب خود به شکل داستانی مطرح کرده است. در جایی در انتهای کتاب، پس از شکست تن‌تن و دوستانش، کاروان سندباد به شهری می‌رسند و می‌فهمند که این بار غربی‌ها از آسمان حمله کرده‌اند، چنین می‌خوانیم: علاءالدین پرسید: «چطور از آسمان حمله کرده‌اند؟» پیرمرد آهی کشید و گفت: «می‌گویند با ماهواره. صنعت این قرن است. آن‌ها اینبار از بالا به سرزمین قصه‌های مشرق زمین حمله کرده‌اند. می‌گویند قصد کرده‌اند با این دستگاه همه چیز ما را عوض کنند. می‌خواهند رنگِ‌رو، زندگی، حرف زدن، راه رفتن، خورد و خوراک؛ پوشاک و همه‌چیز ما را به جانبی که خودشان صلاح می‌دانند ببرند.»

حالا اما در دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی، در سال‌هایی که هجمه‌ی تهاجم فرهنگی نسبت به سال‌های قبل به مراتب بیشتر شده است و ابزارهای رسانه‌ای جدیدتر و پیچیده‌تری برای تسلط و یکسان‌سازی فرهنگی به میدان آمده‌ است، نوجوان انقلاب اسلامی همچنان چشم انتظار خلق «تن‌تن و سندباد» های زمانه‌ی خود است. آثاری که او را با هویت خود آشنا سازد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۳۷




به کوشش: آقای اصغر مددی
ناشر: انتشارات انقلاب اسلامیموضوع کتاب: سیاستموضوع کتاب: تاریخنوبت چاپ: بهار ۱۳۹۵تاریخ چاپ: اولشمارگان: ۲۰۰۰تعداد صفحه: ۲۰۰
شابک:
۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۸-۰۱-۲





معرفی کتاب شب ظلمانی شاهنشاهی

ننگی بالاتر از این نیست...

بدتر از همه‌‌ی حکومت‌های پادشاهی در طول تاریخ ایران، دو سلسله‌ی پایانی شاهنشاهی، یعنی قاجاریه و پهلوی، از منحوس‌ترین و بی‌کفایت‌ترین سلسله‌ها بودند. دوران قاجاربه شروع منزوی شدن دین، بروز تفکر انحرافی «جدایی دین از سیاست»، بی‌اعتنایی به دانشمندان کشور، تحمیل فرهنگ‌های غلط غرب به مردم، نفوذ سیاسی و فرهنگی انگلیس به کشور، آغاز دوران منورالفکری تقلیدی ضد دین، وابستگی به غرب، ضربه‌ی شدید انحصارات خارجی به اقتصاد کشور و... بود. دوران پهلوی اما نسبت به دوران پادشاهی گذشته شباهت زیادی با دوران قاجاریه داشت و به‌نوعی ادامه دهنده‌ی همان شیوه‌های دوران گذشته با شدت بیشتری بود.

تشکیل حکومت و اداره‌ی صحیح امور جامعه از ابتدای خلقت تا به امروز یکی از موضوعات مهم در طول تاریخ بشر بوده است. بشر موجودی است اجتماعی و برای حیات اجتماعی خویش، نیازمند برقراری امنیت، نظم و... است و به‌همین جهت تاکنون حکومت‌های مختلفی را تجربه کرده است. اما با نگاه به تاریخ به این نتیجه می‌رسیم که غالب حکومت‌ها در اقصی نقاط جهان، ‌ حکومت‌های پادشاهی بوده است. در کشور ایران هم حکومت به شیوه‌ پادشاهی بود. کشور ایران با قدمت تاریخی ۲۵۰۰ ساله‌ی خود، حکومت‌‌ها و پادشاهان زیادی را به خود دیده است که در کارنامه‌ی چندهزارساله‌ی پادشاهی‌اش نقاط مثبت و منفی بسیاری مشاهده می‌شود. از همین‌روی رهبر انقلاب دیکتاتوری را شیوه‌ی پادشاهان این کشور در طول تاریخ می‌دانند و می‌فرمایند: «اگر به تاریخ کشورمان از هزارها سال پیش تا امروز نگاه کنید -از آن وقتی که تاریخ مدون داریم- می‌بینید حکومت فردىِ مطلقه‌ی دیکتاتوری، حکومت یک جمع معدود با ریاست یک فرد بر عامه‌ی مردم، بدون اینکه عامه‌ی مردم اندک اختیاری در اداره‌ی این کشور داشته باشند، داشته‌ایم. این، تاریخ ماست. سلطنت‌های ما، همه از این قبیل بوده‌اند»

اما بدتر از همه‌‌ی حکومت‌های پادشاهی در طول تاریخ ایران، دو سلسله‌ی پایانی شاهنشاهی، یعنی قاجاریه و پهلوی، از منحوس‌ترین و بی‌کفایت‌ترین سلسله‌ها بودند. دوران قاجاربه شروع منزوی شدن دین، بروز تفکر انحرافی «جدایی دین از سیاست»، بی‌اعتنایی به دانشمندان کشور، تحمیل فرهنگ‌های غلط غرب به مردم، نفوذ سیاسی و فرهنگی انگلیس به کشور، آغاز دوران منورالفکری تقلیدی ضد دین، وابستگی به غرب، ضربه‌ی شدید انحصارات خارجی به اقتصاد کشور و... بود. دوران پهلوی اما نسبت به دوران پادشاهی گذشته شباهت زیادی با دوران قاجاریه داشت و به‌نوعی ادامه دهنده‌ی همان شیوه‌های دوران گذشته با شدت بیشتری بود.

دوران پهلوی را می‌توان به جهت دین‌ستیزی، مبارزه با فرهنگ ایرانی- اسلامی، وابستگی کامل به غرب، اهمیت یافتن مصالح آمریکا بر مصالح ملت، تهاجم و استحاله‌ی فرهنگی، تصویب قانون کاپیتولاسیون، به اوج رسیدن وابستگی کشور به غرب (که از منظر رهبر انقلاب «برای یک ملت - برای ملت ایران - هیچ ننگی بالاتر از این نیست که حکام، فرمانروایان، سیاستمداران و سررشته‌داران امور کشور را دولت انگلیس به وسیله سفارتخانه خود بیاورد و ببرد») و اشاعه‌ی فرهنگی غربی در جامعه و وابستگی کامل اقتصادی و فرهنگی به کشور آمریکا از بدترین دوران پادشاهی ایران نامید.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷، سلسله‌ی شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله‌ی ایران از هم فروپاشید و حکومت و شیوه‌ی اداره‌ی امور کشور رنگ الهی به خود گرفت. انقلاب اسلامی که از مبادی و مبانی نظریه‌ی ولایت فقیه الهام گرفته است و دنباله‌رو حکومت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم است توانست نظام پادشاهی را زیر سؤال ببرد و همه‌ی برنامه‌های دشمن را برهم زند و بیداری اسلامی ایجاد کند.
امروزه اما با توجه به گذشت زمان و کمرنگ شدن حافظه‌ی تاریخی عموم نسبت به جنایات دوران پهلوی و قاجاریه و سایر پادشاهان و با به دنیا آمدن نسل‌های سوم و چهار انقلاب که هیچ یاد و خاطره‌ای از جنایات رژیم‌های گذشته ندارند و با توجه به این که موقعیتی برای دشمنان این نظام در عرصه‌ی نرم به‌وجود آمده است تا در عرصه‌ی جنگ نرم دست به تطهیر دوران سیاه شاهان گذشته بزنند و به بزک آنها بپردازند، مؤسسه‌ی پژوهشی- فرهنگی انقلاب اسلامی کتابی تحت عنوان «شب ظلمانی شاهنشاهی» برگرفته از بیانات رهبر انقلاب درباره‌ی حکومت‌های پادشاهی ایران منتشر کرده است.

رهبر انقلاب که خود دوران منحوس پهلوی دوم را به‌طور مستقیم درک کرده‌اند و علاوه‌بر تکیه بر حافظه‌ی تاریخی دقیق خود، با مطالعه‌ی کتب مختلف تاریخی، اشراف بسیار کاملی بر تاریخ معاصر و تاریخ گذشته‌ی ایران دارند، به‌خوبی مخاطب را با این فضا و محیط آشنا می‌کنند و اطلاعات جامع و مفیدی در اختیار مخاطب قرار می‌دهند.

کتاب «شب ظلمانی شاهنشاهی» از ۵ فصل تشکیل شده است که هر کدام با بهره‌گیری از بیانات رهبر انقلاب به بخشی از دوران پهلوی و قاجاریه و مفاسد و جنایات آنها می‌پردازد. کتاب از بحث «نظر اسلام درباره‌ی سلطنت و تفاوت آن با نظام ولایت در اسلام» از منظر رهبر انقلاب شروع می‌شود و در ادامه به «مفاسد دوران سلطنت ۲۵۰۰ ساله و به مفاسد مشترک دوران قاجاریه و پهلوی» می‌پردازد. مطالعه‌ی این کتاب باعث می‌شود فضای جدیدی در ذهن مخاطب ایجاد ‌شده و زمینه‌ای برای تشویق مخاطب به جهت مطالعه‌ی بیشتر فراهم بیاید.


علاقه‌مندان برای اطلاع از نحوه‌ی تهیه‌ی کتاب فوق می‌توانند با شماره‌ تلفن‌های ۶۶۴۹۳۵۴۸-۰۲۱ و ۶۶۴۸۳۶۹۵-۰۲۱ تماس حاصل نمایند یا به پایگاه اطلاع‌رسانی www.book-khamenei.ir مراجعه کنند.
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۰۷:۱۴

یک روایت استثنایی


حضرت آیت الله خامنه‌ای  پس از مطالعه کتاب «پایی که جا ماند» نکاتی را در حاشیه‌ی کتاب متذکر شدند. رهبر انقلاب در این تقریظ ضمن برشمردن ارزش‌های این کتاب و تجلیل از نویسنده آن یادآور شدند: «تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد.»



دست‌نوشته حضرت آقا :
بسمه تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت. ۱۳۹۱/۶/۲

کارهای لازم:
ـ ترجمه‌ی سلیس به زبان‌های عربی و انگلیسی.
ـ درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی
.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۷:۵۵