طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن‌وقت همه خواهیم دید که دشمن به‌دنبال ما می‌دود نه ما به‌دنبال دشمن.

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*******

کسی که به‌عنوان دفاع از اهل‌بیت(ع) می‌رود در واقع دارد از جامعه و شهرهای خود دفاع می‌کند؛ این دفاع از ایران است.

آنها داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند؛ عراق و شام مقدمه بود تا ایران را زمین‌گیر کنند اما قدرت جمهوری اسلامی آنها را در همان‌جا زمین‌گیر کرد

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*********

این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است.
حضرت امام خامنه ای روحی فداه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینجا فقط برای طلاب نیست؛ مطالبی بسیار هست که برای عموم است.

طلاب ؛ یاران حضرت بقیة الله اعظم ارواحنا فداه

چگونه بهتر طلبگی کنیم برای امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نکاتی ارزنده و کاربردی ذیل بحث طلبگی برای یاران حضرت

آخرین نظرات

۲۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «طلبه انقلابی» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۰۶:۰۲


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جریان سفر اخیر به مشهد مقدس، با حضور در منزل شهید مدافع حرم جواد جهانی در پاسخ به یکی از حضار که گفته بود «هدف همه بچه‌های مجموعه فرهنگی ما شهادت است.»، فرمودند: «هدفتان شهادت نباشد. هدفتان انجام تکلیف فوری و فوتی باشد. گاهی اوقات هست که این جور تکلیفی به شهادت منتهی میشود، گاهی هم به شهادت منتهی نمیشود. البته آرزوی شهادت خوب است، اما هدف کار را شهادت قرار ندهید.»


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۵


در یکی از وبلاگ‌های هم سنگری‌هایم می‌گشتم که چشمم به این پست خورد و تصمیم گرفتم آن را باز نشر کنم .


نقل قول از حجره http://hojre.blog.ir/ :

یادداشت قابل تأمل حجت الاسلام محمدرضا زائری:

متنفرم از این پیراهن های یقه آخوندی! وقتی به جای یک طلبه جوان و مخلص و بی آلایش ، بر تن یک مدیر غیرصالح می نشیند ! حقوق میلیاردی اش را او می گیرد و در خلوت به ریش همه می خندد و فحشش را من آخوند می خورم !


حالم به هم می خورد از پینه پیشانی وقتی به جای اثر سجده یک پیرمرد نورانی و اهل دل ، بر جبین یک آدم هزارچهره می نشیند که تسبیح در دست توی دلش برای کلاه گذاشتن سر مردم نقشه می کشد و بدنامی اش برای مسجدی ها و مذهبی ها می ماند !


می ترسم از الفاظ رنگین و اذکار آهنگین ذکر و دعا وقتی به جای شکفتن بر لبان مادری خسته و روزه دار بازیچه یک ریاکار تاجرصفت می شود که این سالها فهمیده چه طور باید ضاد والضالینش را بکشد و صدایش را پیچ و تاب بدهد و چشمانش را تنگ تر ببندد و گردنش را بیشتر کج و کوله کند تا بتواند از نادانی و نفهمی یکی مثل من سوء استفاده کند و خون مردم را بمکد !


سالهاست جماعتی ریاکار و متظاهر قاعده بازی را فهمیده اند و قلق ما را شناخته اند ، یکبار خودشان را در صف اول نماز جماعت جا می کنند و دوبار هم چهارصد ، پانصد هزار تومان به عنوان وجوهات می دهند و سه بار در باره مستحبات قبل و بعد از نماز شب سؤال شرعی می پرسند و سر ما آخوندهای ساده را کلاه می گذارند به بزرگی شکم های سیری ناپذیرشان ! آن وقت زیر پوشش دینداری و خدادوستی هر کاری که فکرش را هم نمی کنی انجام می دهند. 


بدنامی اش مال جماعت آخوندی که غالبا روحشان هم از این اتفاقات خبر ندارد و گرفتار صدهزار تومان پول هستند ولی همان جماعت دروغگوی ریاکار به اسم شان حقوق ها و پاداش های میلیاردی گرفته اند و اختلاس های کلان کرده اند و به غارت بیت المال مشغول شده اند !


همه اش هم تقصیر ما آخوندهاست که از همه دنیا همین یک پیراهن بی یقه را داشتیم و آن را هم به دیپلمات ها دادیم و هم به مدیران دولتی و هم به تاجرهای بین المللی ! کاش کراوات می زدند و هر کار می خواستند می کردند! مشکل از جایی شروع شد که به خاطر حذف کراوات پیراهن های خودشان را گذاشتند کنار و پیراهن ما آخوندها را پوشیدند ! کاش همان کراوات بود هنوز و هرکسی هر کاری می خواست بکند با کراوات می کرد نه با پیراهن یقه آخوندی !



۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۵۷

«طلبه انقلابی» یا «انقلابی طلبه»؟



اگر روزی فرا برسد که متولیان دین نگاه انضمامی را کنار نهاده و انتزاعی مشی طریق نمایند آن روز می توان ادعا نمود که حوزه دغدغه اسلام ندارد بلکه دغدغه خودش را دارد. به تعبیر بعض اساتید اسلام خیابانی شرف دارد به اسلام حجره های مدارس علمیه...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۱

متن زیر رو از یه وبلاگ کپی کردم که آدرسش رو انتهای پست می‌زارم.

واسه این آوردمش اینجا که خوندش برا آخوندا ضروریه ...


هیچوقت یاد ندارم تو جمعی ، موقع صحبت با دوستی یا حتی حین فعالیت تو شبکه مجازیی به جامعه روحانیون توهین کرده باشم . حتی راجع بهشون اظهار نظر کرده باشم و بگم همه آخوندها فلان . پیش اومده با عملکرد و برخوردشون مخالفت نشون بدم ولی هیچوقت زبونم رو به سمت توهین نچرخوندم . به اعتقاد من تو همه قشری آدم خوب و بد هست . پزشک ها ، کاسب های بازار ، استادهای دانشگاه ، دانشجوها ، راننده ها ، مکانیک ها و ... به همین خاطر ما نمیتونیم کلمه " همه " رو راحت به کار ببریم و به قول گفتنی تر و خشک رو کنار هم قرار بدیم و بسوزونیمشیون ...
دیروز موقع برگشت به خونه روی پله برقی مترو یه روحانی پشت سرم وایساده بود . من سرم به گوشیم گرم بود و یه لحظه برگشتم پشتمو نگاه کنم که باهاش چشم تو چشم شدم . یه لبخند قشنگ تحویلم داد و بهم سلام کرد . من هم بهش لبخند زدم و گفتم سلام حاج آقا روزتون بخیر . دست کرد توی جیبش و بهم یه شکلات داد و گفت بفرمایید ، ما اونقدرها هم که میگن ترسناک نیستیم ! شکلاتو از دستش گرفتم و گفتم این چه حرفیه ! شما چه به عنوان یه روحانی و چه به عنوان یه انسان و همشهری برای من محترم و متشخص هستین . خداروشکر من اهل توهین و به یه چشم نگاه کردن آدم ها نیستم . یه لبخند دیگه زد و گفت احسنت ، ما سوار تاکسی که میشیم دیگه کنار ما کسی سوار نمیشه . گفتم این سطح شعور بعضی هارو میرسونه . مکالماتمون تا دم در مترو ادامه داشت و وقتی داشت خداحافظی میکرد گفت شماره منو اگر دوست دارین داشته باشین و هر سوال شرعی ، استخاره ایی ، امری و فرمایشی داشتین در خدمتتونم . من هم تشکر کردم و شمارشو توی گوشیم ذخیره کردم . باهام دست داد و گفت فردا صبح حرم حضرت معصومه نایب الزیاره شما هستم ...
از گوشه پیاده رو میرفت و کم کم از محدوده دیدم دور میشد ، حواسم بهش بود ؛ از کنار هر کسی که رد میشد بهش سلام میکرد . همین برخورد و اتفاق باعث شد تا شب حس خوبی داشته باشم ، چقدر این آدم های خوب ، جدا از روحانی بودنشون برای خوب کردن حال مردم نیازشون ضروریه ...

منبع : www.MardeBarani.ir

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۰۶:۴۴

کتاب مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی

روند توسعه سیاسی مسطح جمهوری اسلامی ایران



در هر جامعه، درگذر ایام هم‌گرایی‌ها و واگرایی‌های سیاسی متعددی بین افراد ـ گروه‌ها ـ احزاب و یا نحله‌های فکری سیاسی پدید می‌آید. هم‌گرایی‌ها یا «تمرکزگراست»، ‌و یا «هم‌وندی» بدون مرکزیت است. واگرایی‌ها نیز یا گریز از مرکز است یا دیگر گریزی است. روند این هم‌گرایی‌ها یا واگرایی‌های سیاسی بخشی از فرآیند ـ پروسه ـ توسعه‌ی سیاسی مسطح در هر جامعه‌ای است. در جمهوری اسلامی ایران نیز هم‌گرایی‌ها و واگرایی‌های متعددی پدید آمده است که موجب پویایی سیاسی جامعه ایرانی از یک‌سو، و سیالیت کنش‌گری سیاسی از سوی دیگر شده است. عامل اساسی هم‌گرایی در جمهوری اسلامی مؤلفه‌ی ولایت‌مداری است، و عامل اصلی واگرایی در جمهوری اسلامی نیز ولایت‌گریزی و مقوله‌ی تقابل مسئولان با ولی امر مسلمین است.



۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۹

انتخابات به پایان رسید شخصی برگزیده مردم شد و دیگر وقت آن دست که اختلافات را کنار بگذاریم و دست به کار شویم و متحدانه و یک دل به فکر مردم این مملکت و معیشت آن ها باشیم .

  اینان که تنها با این امید به پای صندوق های رای آمدند که مشکلات شان حل شود .....


لذا خواهشمندم از تمامی طرفداران از هر حذب دیگر وقت گذر از این حذب بازی ها می‌باشد....

                 دست به کار شوید و به هم کمک کنید.


بعد از انتخابات این انتظار از یک شخص انقلابی میرود که:

اگر پیروز است به طرف دیگر اش مراجعه کند بگوید چه برنامه هایی داشتی که به میدان آمدی بیا به کمک هم دیگر برنامه های خوب را اجرا کنیم .....

و از کسی که رای نیاورد توقع می رود که برنامه هایش را در اختیار طرف مقابل بگذارد و بگوید حتی خود بنده حاضر هستم که تحت الامر شما کمک کنم...

                                    اینگونه برخورد می‌کنند انقلابی های واقعی، و انقلابی نما ها هم آن برخورد غیر عقلانی را دارند...


و این که ما در زمان انتخابات برای شخصی می گفتیم نه آن که به آن شخص تعمد داشته باشیم، نه هرگز‌؛

                         دغدغه معیشت مردم را داشتیم ....

و می گفتیم که این شخص است که از نظر ما می تواند مشکلات مردم را حل کند،

اما حال که کسی دیگر منتخب مردم شده ما وظیفه داریم متحدانه به معیشت و وضع مردم برسیم و به کمک یکدیگر بشتابیم حتی با نقد های که می شود نوعی کمک است به مسئولان  ....

از خدا خواسته هستیم که وضع مردم درست شود نه آن که دعا دعا کنیم کار را خراب کند .



تنها توصیه حضرت آقا به مردم بعد از انتخابات جای تأمل دارد :


به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از التهابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بیاندیشید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین اندیشیدن و چنین عمل کردن است.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۳۶

به هر حال انتخابات پایان یافت، ولی پرچم توجه به #معیشت مردم و محرومان برفراز ماند. 

برای ما فرقی نمی‌کند چه کسانی در مسند باشند، اگرچه دوست داشتیم کسی که بیشتر به او اعتماد پیدا کرده‌ایم موفق گردد. اما هم‌اکنون هنگام همدلی و همکاری است؛ هر کس در هر کجا هست باید با همکاری با #دولت و یا به صورت مستقل برای رفع محرومیت و آبادی ایران عزیز تلاش کند.

 نیروهای انقلاب با همان قدرتی که از وضع موجود انتقاد می‌کردند، حاضرند به همکاری با دولت برای رفع مشکلات اقدام نمایند. 

همچنین باید بدانیم کار نیروهای دلسوز در #روشنگری تمام نشده است و وارد مرحلۀ تازه‌ای از مبارزه با غرب‌گرایی که ریشۀ تمام مشکلات جامعۀ ماست شده‌ایم.

#در_آینده، از #مرحلۀ تازه‌ای که پیش‌رو داریم و بایدها و نبایدهای آن بیشتر با هم سخن خواهیم گفت.

امید است بتوانیم در آینده کاستی‌های خود در تبیین معارف اصیل انقلاب را برطرف کنیم و به حدی از #روشنگری در جامعه برسیم که مبارزات انتخاباتی صحنۀ تهمت‌ها و تخریب‌های ناروا نگردد و سیاست‌های #غرب_گرایانه جایی در مدیریت کشور پیدا نکند.

بی‌تردید اجر تمام خدمتگزاران در روشنگری در فضای این انتخابات محفوظ است. شما مجاهدان عرصۀ #جهاد_کبیر، بذر حقیقت را در دل‌ها کاشتید و یقین بدانید در آیندۀ نزدیک جوانه‌ها خواهد زد و آثار بابرکت مجاهدت‌های سیاسی و فرهنگی شما خود را نشان خواهد داد. 

یقیناً اگر کسی کارش را با تخریب ناروا به پیش برده باشد، به نتیجه‌ای که می‌خواهد نمی‌رسد و صد البته بسیار عقب‌تر از آنچه تصور می‌کند خواهد افتاد.


علیرضا پناهیان- 30 اردیبهشت 96


 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۳۹

چرا باید رأی بدهیم؟

هم حق و هم تکلیف:

انتخابات، مظهر حضور مردم است. 

انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‌‏ى آن‏هاست. 

حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏کند؛ اسلام عزیز مى‏شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏گردد و توطئه‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏کند- باطل مى‏شود. 

حضور شما مى‏تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. 

اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.


بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظام اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۱۳

چرا باید رأی بدهیم؟

امراء مصلحین جامعه:

دو گروه نقش زیادی در تعیین سرنوشت یک جامعه ایفاء می کنند: «علما، دانشمندان و نخبگان»، «امراء، کارگزاران و سیاستمداران». دو گروهی که به تعبیر نبی مکرم اسلام (ص)، اصلاح آنان ملازم با اصلاح جامعه است و فساد آنان نیز:

✳️«صِنفانِ‏ مِن‏ اُمَّتِى إذا صَلَحا صَلَحَ اُمَّتِى وَ إذا فَسَدا فَسَدَ اُمَّتِى؛ قِیلَ یا رَسولَ الله: وَ مَن هُما؟ قال: الفُقَهاء و الأُمَراء؛ از امت من دو دسته‏اند که اگر صالح شدند امت من صالحند و اگر فاسد شدند امت من فاسد گردند؛ گفته شد: این دو چه کسانی هستند؟ فرمود: «علماء» و «کارگزاران».»  

بنابراین، بدون شک مسئولین اجرایی یک جامعه، می توانند یکی از مصادیق مصلحان اجتماعی باشند که سیاست ها و برنامه ریزیهایشان نقش زیادی در اصلاح مردم جامعه دارد.


حال چگونه می شود از کنار انتخاب مصلحان اجتماعی که بسیاری از شئون ما و فرزندانمان را تأثیر گذارند عبور کرد؟  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۸