طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن‌وقت همه خواهیم دید که دشمن به‌دنبال ما می‌دود نه ما به‌دنبال دشمن.

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*******

کسی که به‌عنوان دفاع از اهل‌بیت(ع) می‌رود در واقع دارد از جامعه و شهرهای خود دفاع می‌کند؛ این دفاع از ایران است.

آنها داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند؛ عراق و شام مقدمه بود تا ایران را زمین‌گیر کنند اما قدرت جمهوری اسلامی آنها را در همان‌جا زمین‌گیر کرد

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*********

این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است.
حضرت امام خامنه ای روحی فداه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینجا فقط برای طلاب نیست؛ مطالبی بسیار هست که برای عموم است.

طلاب ؛ یاران حضرت بقیة الله اعظم ارواحنا فداه

چگونه بهتر طلبگی کنیم برای امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نکاتی ارزنده و کاربردی ذیل بحث طلبگی برای یاران حضرت

آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «درس بخوانیم :: منطق و فلسفه» ثبت شده است

روز یازدهم دی ماه 1367 هجری شمسی، حضرت امام خمینی بنیانگذار پیام مهم و تاریخی خود را خطاب به گورباچف صدر هیأت رئیسه شوروی سابق صادر کردند.
 نامه تاریخی امام (ره) در شرایطی خطاب به رهبر شوروی سابق نگاشته شده بود که تحلیلگران سیاسی نظاره گر تجید نظر طلبی و آغاز تحولات دنیای کمونیسم بوده ولی قادر به اظهار نظر در این باره نبودند.
رهبرکبیرانقلاب اسلامی نه تنها اظهار نظر صریح در باره تحولات جهان کمونیست کرد بلکه فرمود: از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد. متن کامل پیام امام خمینی(ره) به گورباچف در ادامه می‌باشد.



اما اینکه ما متذکر این نامه شدیم چه هدفی داشتیم ؟

اولا که در سالروز فرستادن آن نامه می‌باشیم.


ثانیا که از همه مهمتر است؛

    در جواب آنانی بر آمدیم که می‌گویند حضرت امام فلسفی نیستند و یا اینکه می‌گویند در آواخر عمر خود به آن رسیده بودند که فلسفه خواندن اشتباه است.


در پاسخ به این افراد می خواهیم بگوییم؛


 آیا شما نامه ی امام به گروپاچف را خوانده اید ؟

آیا شما تاریخ فرستادن این نامه را می‌دانیند ؟

آیا امام در جوانی این نامه را فررستاده ؟

آیا امام در آن نامه به فلسفه خوانی دعوت نکرده ؟



قستی از نامه :


انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد؛ آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به حق مطلق برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جناب عالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق کنید می توانید دستور دهید که صاحبان این گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب، در این زمینه ها به نوشته های فارابی و بوعلی سینا (رحمت الله علیهما) در حکمت مشاء مراجعه کنند تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هر گونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس، و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد معقول است نه محسوس و نیز به کتاب های سهروردی (رحمت الله علیه) در حکمت اشراق مراجعه نموده و برای جنابعالی مشخص کنند که جسم هر موجود مادی دیگر، به نور صرف که منزه از حس می باشد نیازمند است و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است و از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدر المتألهین (رضوان الله تعالی علیه و حشرت الله مع النبیین و الصالحین) مراجعه نمایند تا معلوم گردد که حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی الدین بن عربی نام نمی برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگ مرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد. 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۰
سوال :

 این دو حدیث از امامان بزرگوار که در یک جا می فرمایند هر کسی که معارف ما را از غیر ما بگیرد راه اشتباه رفته و دوم اینکه می فرمایند هر کس اسرار ما را فاش گوید اشتباه کرده، و برخی این حدیث ها را در خور فلاسفه و عرفا برداشت می کنند، می خواستم نظر تان را بدانم؟



جواب استاد طاهر زاده :

       احادیث نوع اول نظر به مدعیانی دارد که در زمان امامان با تحریک خلفاء در مقابل فرهنگ اهل‌البیت«علیه‌السلام» بساط پهن کرده بودند. ولی فلاسفه‌ای مثل فارابی و عرفایی مثل محی‌الدین تلاش دارند تا سخن ائمه را تبیین کنند. 2- موضوع افشاء راز ائمه بحث دیگری است که جناب استاد حجت‌الاسلام و المسلمین امیر غنوی از اساتید حوزه‌ی علمیه‌ی قم در شرح زندگانی امام کاظم«علیه‌السلام» نکاتی در این مورد فرموده‌اند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۰۸:۱۷

سیداحمد فردید در سال 1289 در شهر یزد و در خانواده خرده مالکی به نام سید علی مروی به دنیا آمد.
با وجود اینکه پدر خانواده اهل علم نبود اما برای علم آموزی، نه تنها فرزندان را به تحصیل زبان عربی و سایر دروس مرسوم آن زمان تشویق می کرد، بلکه به آنان برای آموختن زبان فرانسه اصرار می ورزید.
سیداحمد علاوه بر آموختن زبان فرانسه و عربی و دروس تحصیلات قدیم، جبر و هندسه را نیز در همان شهر کویری یزد آموخت و در همانجا در 14 سالگی آموختن فلسفه را شروع کرد.
سیداحمد مهینی یزدی برای گرفتن دیپلم به دارالفنون رفت و در سال 1307 دوره دبیرستان را تمام کرد و از آنجا دیپلم گرفت. وی در سال 1318 نام خود را به احمد فردید تغییر داد.
وی پس از اتمام دبیرستان وارد دانشسرای عالی می شود و در رشته فلسفه و علوم تربیتی به تحصیل می پردازد و با استفاده از قانون تحصیل جهشی دوره سه ساله دانشسرای عالی را یک ساله طی و لیسانس دریافت می کند.
فردید پس از فارغ التحصیلی به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در دبیرستان های تهران به تدریس پرداخت. اولین مقاله وی در سال 1314 در روزنامه شفق سرخ، به مدیریت علی دشتی به چاپ رسید.
در اوائل دهه 1320 احمد فردید را به عنوان یک فلسفه دان جوانی می شناختند که نه تنها مترجم زبده زبان فرانسه محسوب می شد، بلکه وی به زبان های عربی، آلمانی و پهلوی نیز به حد کفایت آشنایی داشت.
مهمتر اینکه وی فلسفه جدید و قدیم غرب از فلسفه صدر یونان تا فلسفه وجود وجدانی فیلسوف معاصر مارتین هایدگر را مطالعه و آن را با فلسفه و حکمت دوره اسلامی و ماقبل اسلامی مقایسه می کرد.
فردید در سال 1326موفق به گرفتن بورس تحصیلی در دانشگاه سوربن فرانسه شد و در سن 37سالگی به پاریس رفت. وی پس بازگشت به ایران از طرف دانشکده معقول و منقول (الهیات و علوم اسلامی فعلی) برای تدریس دعوت می شود.
وی علاوه بر تدریس در دانشگاه و ادامه مطالعات فلسفی و حکمی و تحقیق در باب اتیمولوژی زبان فارسی و عربی و دیگر زبان ها، در محافل فکری و اجتماعی نیز حضور داشت.
فردید در هفتمین کنگره خاورشناسان در سال 1346 در میشیگان ایالات متحده آمریکا شرکت کرد و سخنرانی ای با عنوان معانی هیبت و سبحان الله در تصوف اسلامی ایراد کرد.
در سال 1347 فردید به رتبه استادی ارتقاء یافت و در دانشکده ادبیات نیز همانند دانشکده الهیات به تدریس در دوره های فوق لیسانس و دکتری پرداخت. دکتر فردید در تیر ماه 1351 بازنشسته شد.
استاد احمد فردید در سال 1358 در حالیکه حدود 70 سال از عمرش می گذشت فعالیت سیاسی اجتماعی قابل توجهی را آغاز کرد. وی در ارتباط با مساله تدوین قانون اساسی فعالیت زیادی کرد.
دکتر فردید برای عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی نامزد شد. وظیفه این مجلس صرفا تدوین قانون اساسی و به آرای عمومی گذاشتن آن بود.
از دکتر فردید آثار بسیاری به جا مانده که عمده آن شامل 18تالیف ، 19 ترجمه ، 11تقریر ، 4 مصاحبه، 31سخنرانی مکتوب شده، 3میزگرد و مناظره مکتوب شده و 4 گردآوری گزیده مطالب است.
دکتر فردید در 25 مرداد سال 1373 درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۳۴
خدا شاهد است این آقای مطهری {را} من یک دفعه گفتم خیلی احترام بهش قائل بودم. ما یک دست و پائی کردیم آمد، قرار شد بیاید در دانشکده ادبیات آن موقعی که خب بنده فضولباشی بودم و می گفتم و دکتر مهدوی گوش می داد حرف مرا، باور کنید بعد من دیگر خجالت می کشیدم یک جوری گوش می داد پشت پرده، بعد مطهری آمد و جلسه ای بود و نشسته بود، من گفتم اگر من یک پولی داشتم یک دفعه دیگر گفتم اگر پول داشتم و شما قبول می کردید آقای مطهری یک پول گنده به شما می دادم خودم هم خدمتتان هستم، می بردمتان آلمان و برمی گشتم، می بردمتان آلمان پنج شش سال فقط می گفتم هیچ ایرانی را نبین، همکارهایت را هم نبین، درست را بخوان و برگرد، بی نظیر خواهی بود. حلا معلوم نیست ، ایشان که نه، {ایشان که} شخصیت داشت، کسی {دیگر}ممکن است که شخصیت نداشته باشد میرود آنجا بر میگردد آنوقت چی سوغات می آورد؟......یک دفعه جعفر خان برگشت از اروپا و سوغات عبارت است از 160 رشته علوم.... 

 وی در سخنرانی دیگری می گوید: 
 
"نیم قرن، پنجاه سال از جوانی تا بحال همواره مشغول مطالعه فلسفه جدید و همچنین قدیم بوده ام – حکمت و فلسفه – هیدگر که باهاش می گویم همسخنم - همسخن نه همدل، همسخنم -  ولی هیدگر را ندانسته در جهت انقلاب اسلامی می دانم اگر خودش می آمد می گفت که نه ! بنده می گفتم نخیر ! من تفسیر می کنم، من طرفدار انقلاب اسلامی هستم، این است تفسیر من، با همین حرفهائی که گفتم.
حالا فرض کنید یکی امروز آمده از خطاپذیر و ابطال پذیر و از تاریخ می گوید، از فلسفه می گوید و این حرفها، من این را طردش نمی کنم. می گویم خود من که این را رفتم تا آخر، بعدش انقلاب - انقلاب که نه - یک گشتی در من پیدا شده با غربزدگی، خدا کند یک همچه جوانهائی هم خدا بخواهد که یک دفعه انقلاب برایشان بشود یک دفعه خط بطلان بکشند به این عقل سخیف یهودی و ماسونی و حتی آثار گذشته شان، چنانکه من خط بطلان بارها کشیدم به آنچه که نوشته ام سابق که اگر جمع کنند می شود هزار صفحه .
من غیر از یک کسی مثل شهید مطهریم، شهید مطهری اولش در محیط اسلام بوده، اولش در قم بوده، همواره ارتباطش با مآثر و ماثورات و ترادیسیون و فرادهش منقول و معقول اسلام قطع نشده بوده، من که منقطع شدم، انقطاع پیدا کردم، من که یکدفعه شدم جعفرخان از فرنگ آمده شهید مطهری که هیچ دفعه جعفرخان از فرنگ برگشته نشده، التفات می فرمائید. حالا من دیگر می بینم که ایمان و تقوای شهید مطهری ها چه بود. در عین حال که ممکن است یک وقتی هم عرض کنم که خود ایشان هم بارها می فرمودند در علم کلام و فلسفه لا و نعم درش هست، ممکن است در یک جائی لا و نعمی بکنم و فلان حرف فلان فیلسوف و حکیم.. - نه فقیه آنهم مجتهد اعلم نه آنهم کسی که مقلَدمن است - حالا من در معنای یک کلمه مثلا لا و نعم بکنم معنایش این نیست که تقوای من، اسلام من، تعهد من بیشتر از آنها باشد. خیلی فرق می کند، حساب مسائل از هم جداست.
مثال می زنم از شهید مطهری، یادش بخیر من خیلی احساس خلاء می کنم نسبت به شهید مطهری.. می توانستم با تلفون یا چه می دانم با حرف ..چنانچه در اواخر قرار بود همدیگر را ببینیم، به قدری این مرد مقید بود به سن اشخاص، به سیدی اشخاص که گفت: "نه آقا! سن و مسائل اقتضا می کند من بیایم پیش تو"، چنانچه آمد تو اطاق من ساعتها نشستیم با هم، هنوز غذائی که با هم خوردیم یادم هست، با هم تو اطاق نشستیم، تو کتابخانه. بعد همین آقائی که بهش اشاره کردم، جوان است امیدوارم این انقلاب حالی که و این تحولی که برای همه دست داد، خودش هم در راه باشد، جوان است، زندگی انسان است و حسن عاقبت و سوء عاقبت مال موقع مرگ است. اگر یک جوان چهل پنجاه ساله انقلاب حقیقی اسلامی بهش دست بدهد این را خدا می خواهد. معمولا من از لحاظ ظاهر می گویم {اما}مشکل است انسان قلب انسان دیگری را ببیند که چیست."

منبع : رجا نیوز
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۵ ، ۰۷:۴۶

سؤال :


ما در پایه‌ی ۳ قرار داریم  

و با توجه به اینکه منطق مرحوم مظفر علیه رحمة را تمام کرده‌ایم،‌

بنا بر گفته حضرت آیت‌الله جوادی آملی حفظه الله 

در کتاب مهر استاد(سیره علمی و عملی حضرت آیت‌الله جوادی آملی ) 

صفحه‌ی ۵۷ که از استاد خود مرحوم آیت‌الله محمدتقی آملی رحمة الله علیه 

سفارشی نقل کرده‌اند ازاین‌قرار : * ایشان به ما فرمودند : 

بکوشید یک فقه یک اصول و یک معقول را در کنار هم داشته باشید.*


 قصد شروع فلسفه در کنار شروع اصول و فقه را داریم؛ 

بنابراین نظر که بعد از خواندن منطق ابتدا به مباحث فلسفی ورود پیدا کنید 

و آن‌ها را بخوانید تا با فضا آشنا شوید 

و بعد تعمق و دقت بیشتر در مطالعه دوباره منطق داشته باشید.

لطفاً نظر خود را در این مورد

و نحوه‌ی ورود به علم فلسفه با این پیش‌فرض‌های بالا بگویید؟

 


جواب آقای امامی جمعه:


+ ابتداءاً برای آنکه بفهمیم فلسفه برای چه خوانده می‌شود 

کتب مطالعاتی زیر خوانده شود البته به‌صورت مطالعاتی 

و اگر بشود بحث کنید که چه‌بهتر 

ولی مثلاً در این تعطیلی تابستان بین‌ترم ها خوانده شود.


کتاب‌ها ازاین‌قرارند :

 ـ سری جهان‌بینی‌های شهید مطهری (6 جلد):

1. انسان و ایمان

2. جهان‌بینی توحیدی

3. وحی و نبوت

4. انسان در قرآن

5. جامعه و تاریخ

6. زندگی جاوید یا حیات اخروی

 

ـ علل گرایش مادی‌گرایی شهید مطهری

 

(با خوانده شدن این کتاب‌ها

بحث کلام نیز برای ما تا حدودی حل می‌شود 

و در این زمینه تا حدودی کارکرده‌ایم)

 

 

+ بعدازآن به ترتیب کتاب‌های زیر تحصیل شود:

 

ـ‌ درآمدی بر فلسفه عبدالرسول عبودیت

ـ بدایه

ـ نهایه

(در بدایه و نهایه اگر استاد خوب نبود، 

از نوار و شرح آقای شیروانی استفاده شود. 

و همچنین در کنار این دو کتاب در حین تحصیل 

چه با استاد و چه با نوار 

شرح منظومه شهید مطهری دیده شود )

 

+ بعدازآن برای تعمق بیشتر در منطق 

                 به شرح شمسیه پرداخته شود.

 

سؤال :

اینکه بعضی از مباحث منطق مرحوم مظفر علیه الرحمة 

           برایمان حل‌نشده اشکال ندارد؟

 

جواب :

نه اشکالی ندارد،‌

در کتاب مرحوم مظفر علیه الرحمة‌ 

       بعضی از مباحث که نیازی به آن نبود 

را زیاد گفتن و چیزهایی گفته‌اند که لازم نبود گفته شود 

و از آن‌طرف بعضی مباحث را کم به آن پرداخته‌اند 

          درحالی‌که بیشتر جایی کار داشت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۱۲

بعضی ها می گویند :

چون مواجهه با شبهات می کنیم فلسفه را بخوانیم .

این اهانت به فلسفه است.

 

ما ادعا داریم که انقلاب ما جهانی بود !

اداعا داریم که می خواهیم تمدن سازی کنیم.

 

حرف سر این است که چطور تمدن سازی کنیم ؟

 

بعضی ها حرف از غرب جمع و جور کرده اند 

        و رنگ و لعاب می دهند؛‌

 

این که تمدن سازی نوین نیست !

  بازسازی تمدن غرب است.

 

جمعی می خواهیم که با ( فلسفه، کلام، فقه ) تمدن سازی کنند.

 

حضرت امام رحمة الله علیه هم همین حرف ها را می زدند :

 

در مصاحبه با هیکل که هکل آن در مورد انقلاب است،‌

 سوال آخر که می پرسد این است :

شخصیت شما از کدام کتاب ها شکل گرفته است؟

 باتوجه به اینکه؛ 

شخصیت مطرح بعد ازاهل البیت علیهم السلام هستید.


امام رحمة الله علیه فرمودند :‌ کافی،‌ جواهر‌، ملاصدرا

مورد آخر را شخصیت گفت 

برخلاف دو مورد قبل که نام کتاب را آوردند؛

شاید بخواهند بگویند که همه کتاب هایش یا تفکر اش.

 

تعریف حضرت آقا روحی فداه از امام رحمة الله علیه : 

          امام رحمة الله علیه چکیده ی مکتب صدرایی است.

 

ان قلت :

حرف ملا صدرا آره و حرف اهل بیت علیهم السلام نه ؟

 

زیبایی کلام اهل بیت علیه السلام را با این فلسفه می فهمیم.

 

حرف حضرت امام رحمة الله علیه :

 

نمی خواهم بازار گرمی فلسفه و عرفان کنم،

به جان دوست قسم 

معارف اهل بیت علیه السلام فهمیده نمی شود

     مگر با این حرف ها

 

مگر در روایات نیست

 که زیبایی سخنان ما را برای مردم بگویید

 مردم خودشان می آیند؟

اگر زیبایی را می گویید پس کو ؟

 چرا نمی آیند که هیچ، بیشتر از دین دور می شوند؟


زیبایی هایش را نمی توان بجز از راه فلسفه فهمید.


در پایان توصیه می کنم که بیانات حضرت آقا روحی فداه

 در  دیدار اعضای مجمع عالی حکمت را حتما مطالعه فرمایید .

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23898


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۰۵

استاد برجسته حوزه، عارف واصل محمد مهدی مهندسی (قدس سره) در نامه‌ای درباره شبهات و اشکالات وارد شده به فلسفه از سوی مخالفان و نیز ضرورت نیاز حوزه‌های علمیه به مباحث فلسفی و علوم عقلی، به سوالات مکتوب خبرگزاری فارس پاسخ گفته بود که مشروح آن تقدیم مخاطبان گرامی ‌می‌شود. 


استاد محمد مهدی مهندسی: عده‌ای زمزمه بی‌نیازی و زائد بودن فلسفه و عرفان را سر می‌دهند تا حوزه را از تحقیق پیرامون معارف خالی سازند. نگذاریم بر سر حوزه‌ها آن بیاید که آمد!


متن کامل در ادامه مطلب 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۰۴