طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

قدر نیروهای انقلابی و پُرانگیزه را هم بدانید؛ من به همه‌ی مسئولین سفارش میکنم. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است...عشق من است

باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن‌وقت همه خواهیم دید که دشمن به‌دنبال ما می‌دود نه ما به‌دنبال دشمن.

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*******

کسی که به‌عنوان دفاع از اهل‌بیت(ع) می‌رود در واقع دارد از جامعه و شهرهای خود دفاع می‌کند؛ این دفاع از ایران است.

آنها داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند؛ عراق و شام مقدمه بود تا ایران را زمین‌گیر کنند اما قدرت جمهوری اسلامی آنها را در همان‌جا زمین‌گیر کرد

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

*********

این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است.
حضرت امام خامنه ای روحی فداه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینجا فقط برای طلاب نیست؛ مطالبی بسیار هست که برای عموم است.

طلاب ؛ یاران حضرت بقیة الله اعظم ارواحنا فداه

چگونه بهتر طلبگی کنیم برای امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نکاتی ارزنده و کاربردی ذیل بحث طلبگی برای یاران حضرت

آخرین نظرات

کربلا مبارزه با پوچی ها

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ق.ظ

به نام خدا 


آری آنچه در مباحث «کربلا مبارزه با پوچی‏ها» در جلو چشم من بوده تقلاّ کردن در چنین نگاهی است به کربلا، و امید فراوان و خواهش شدید دارم که با تمام وجود با چنین نگاهی در سطور این کتاب سیر کنید. آن وقت آن چه شما را حاصل شد گوارایتان باد و باز سال بعد با حضوری جدید در این سطور سیر کنید، آن وقت آن چه شما را حاصل شد باز گوارایتان باد، و مباداکه نگاه حصولی، نگاه شما شود و یا این‌که مطالب این کتاب را با حافظه بخوانید و به حافظه بسپارید.

طاهرزاده




مقدمه

 

 

باسمه تعالی

 

1- کتاب حاضر حاصل مجموعه‌ای از سخنرانی‌های استادطاهرزاده است که تحت ‌عنوان «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» در محرم سال‌های 1419 و 1420 ق (1377 و 1378 ش) ایراد گردیده و از نوار پیاده شده است. در عین تنظیم و ویرایش، سعی بر آن بوده که فضای سخنرانی و حالت حضوری آن محفوظ بماند، تا خواننده صِرفاً نظاره‌گر حادثه نباشد، بلکه خود را در صحنه و در کنار امام‌حسین(ع) و سایر یاران حضرت احساس کند.

 

2- کربلا واقعه‌ای است که پس از توجه به متن تاریخی آن، باید به بررسی ریشه‌ها و نتایج آن پرداخت. زیرا تحلیل هر حادثه‌ای نتیجة حقیقی آن‌را به ما ارائه می‌دهد. لذا کتاب حاضر صِرفاً به نقل حادثة کربلا نپرداخته، بلکه سعی بر نگرش تحلیلی به واقعه دارد.

 

3- در کتاب سعی شده به بسیاری از سؤالاتی که ممکن است نسبت به حادثة کربلا پیش آید، جواب داده شود. مثل این‌که؛ آیا امام(ع) می‌دانستند شهید می‌شوند یا نه؟ یا این‌که اگر امام(ع) برای احیاء دینِ جدّشان پا به عرصة امر به معروف و نهی از منکر گذاشتند، چرا در رویارویی با حرّ فرمودند: اگر مردم کوفه نمی‌خواهند، برمی‌گردم؟ و چراهایی از این قبیل.

 

4- در کتاب سعی شده جایگاه شعارهایی از قبیل «فَیاسُیوف خُذینِی» و یا «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنِی» و ... در فضای فرهنگی کربلا تحلیل بشود.

 

5- کتاب؛ نهضت کربلا را به‌عنوان آینده‌ای در مقابل خواننده قرار می‌دهد تا خواننده دائماً جایگاه خود و جامعه و انقلاب اسلامی را ارزیابی نماید و نسبت به وضع موجودِ جامعه، به‌خصوص در رابطه با فرهنگ مدرنیته، تحلیل داشته باشد و کربلا را عبرتی برای تعالی هرچه بیشتر انقلاب اسلامی قرار دهد.

 

6- همان‌طور که در متن کتاب ملاحظه می‌کنید؛ مطالب با دو قلم و با سطور کوتاه و بلند تحریر شده، تا خواننده متوجّه متنِ تهیه شده توسط استاد و شرحی که بعد از آن متن داده‌اند، بشود.


دانلود کتاب :

اندروید       جاوا     word      pdf


در ادامه فهرست کتاب و مقدمه نویسنده آورده شده است .

منبع




فهرست مطالب

 

 

 

مقدمه. 15

روش ما در ویرایش این کتاب.. 16

مقدمة‏ نویسنده. 19

چگونگی نگرش به تاریخ. 19

جلسه اوّل انتخابی فوق رسم زمانه. 25

اولین برخورد اساسی با اسلام. 28

انتخابی فوق رسم زمانه‏. 32

انسان‌ها در شرایط ترس، فقط به زیستن می‌اندیشند  32

ترس، منشأ انتخاب.. 34

حسین، مذکّر خودآگاهی.. 35

عهد حسینی، عهدی پایدار 35

فرهنگی که انسان را قربانی می‏کند. 37

اشک و تمدید امید. 38

صراط‌های مستقیم، حیله‌ای در مقابل صراط مستقیم  39

جوانان و پوچی! 40

جلسه دوم کربلا، عامل بازگشت به عهد محمدی  41

راز حقارت حاکمان. 41

رمز زیر دستی ضعفا 42

مقابله کاخ سبز با ارزش‏های دینی‏.. 43

کربلا؛ عامل نجات بشر از سرگردانی.. 44

دینِ تقلیل یافته، انسانِ به صفر رسیده. 44

راز ویرانی ساختارهای معاویه. 45

فرهنگِ سرعت، برای گریز از مرگ.. 45

چرخش هستی بر عهد محمّدی(ص) 46

امّا یزید نماند. 47

کربلا و ذوق حضور 48

قدرت تشخیصِ جهت.. 48

خطر از کجا آغاز شد؟. 50

روانکاوی کوفیان. 50

در کربلا به کجا نگاه می‏کنید؟. 51

جلسه سوم ترس از مرگ، مانع آزادی انتخاب.. 55

کربلا و نجات از گم‌شدگی.. 55

کربلا؛ اثبات بودنِ خود. 56

انتخاب آزاد. 57

ارعاب معاویه‏ای.. 58

معنی زندگی.. 59

حسین، به‌تنهایی قدرتی است بی‌نهایت.. 60

ترس از مرگ، عامل خشکاندن شور حیات.. 61

چه باید کرد؟. 63

یأس چرا؟. 64

بازگشت به عهد محمّدی‏(ص) 65

زشتی تن‌آسایی.. 66

سودجویی؛ حجاب معنویت.. 68

جلسه چهارم عدم انحلال در فرهنگ کفر. 69

نهضتی فراتاریخی.. 69

روح آزاده چه باید بکند؟. 72

آفت زندگی دینی در کنار حاکمیّت یزید. 73

جرأت آزاد شدن. 74

مشکل رو در روی نسل سوم انقلاب.. 75

آرامش، زیر سایه معاویه و حذف دین! 77

وقتی فرهنگ فریب رسوا می‌شود. 78

بازگشت جامعه به سیرة نبی(ص) 79

آثار جدایی از امام‏. 80

دین تشریفاتی.. 80

نهضت کربلا ودینداران عافیت طلب.. 81

جلسه پنجم کربلا، خالص‌ترین جبهه. 83

وسعت کربلا. 83

پذیرش‌های ناخواسته. 84

آدمیّت باید به درخشش درآید. 85

غمخواری امّت.. 86

تنها، امّا مسئول. 87

خطرهای بزرگ، برای دین بزرگ.. 88

نقش زن در کربلا. 88

تن‌دادن به وضع موجود. 90

شیعه به رهایی می‌اندیشد و نه به تسلیم. 90

در یاری از امام باید پاکباز بود. 92

چرا بدترین انتخاب؟. 92

جلسه ششم کربلا، سرّ اولیاء 95

نهضت پاکدامنان‏. 97

امام‌حسین(ع) فوق کوفه و کوفیان. 98

عوامل رشد روحیة کوفی‌گری.. 99

خوشا پاکبازی.. 101

امام، تنها در بین ناصحان. 101

خالص‏ترین نهضت، پایدارترین حرکت.. 102

امام‌حسین(ع) به دنبال گمشدة خودش... 103

دشمن باید انگیزة حقّی نداشته باشد. 105

کربلا، تجسم زندگی آرمانی.. 106

جلسه هفتم کربلا، خالص‌ترین و پایدارترین جبهه حق    109

شور حسینی عامل مقابله با ظلمت آخرالزمان. 109

دین؛ معنی انسان. 110

کربلا؛ نه ترس، نه بی‌باکی.. 111

چرا برگشت؟. 112

باید هیچ عصبیتی تحریک نشود. 113

هدایت گمراهان. 114

پیوستگی پایدار 115

صحنه‏ای فوق زمان و مکان. 116

بصیرت اصحاب حسین(ع) 117

عبرتی عظیم. 118

پیروز، ولی شکست خورده! 119

اسارت و هیبت! 120

گویا کربلا حماسه‌های خود را بعد از عاشورا شروع کرده است   122

جلسه هشتم کشته‌شدگانی که فرمان می‌رانند  123

جبهه‌ای به پایداری همة زمان‌ها 124

کربلا؛ حیات همة تاریخ. 125

نه تحریک عصبیت، نه قبول زبونی.. 126

عبید‌الله؛‌ به دنبال راه نجات.. 128

قاتلانی اسیر 129

تحقّق خواست حسین(ع) 130

جنگ بنی‌هاشم با بنی‌امیّه یا جنگ اسلام با کفر؟! 130

کربلا؛ چیزی بالاتر از قدرت.. 131

به خدا؛ پوست خود را دریدی و گوشت خود را کندی.. 134

نه انزوا، نه چاپلوسی.. 135

جلسه نهم حسین(ع) دریچه کشف اسرار. 139

راه اتّصال به عالَم اسرار 140

نتیجه بصیرت دینی‏.. 141

حکمت حسین‏(ع)، یا قدرت یزید؟. 141

اسلام؛ یک دین یا یک حکومت؟. 142

حکومت؛ وجه جدایی ناپذیر دین. 144

یک مقایسة غیر منطقی.. 145

باز نگاهی به کوفه. 146

عبرت را ! 148

جلسه دهم زیارت اربعین، پایداری بر عهد حسینی    153

حسین(ع)؛ قطب دل‌های سالم. 154

آنگاه که بزرگ‌نمایی ستم، نقش بر آب می‌شود. 159

جلسه یازدهم کربلا؛ تابلوی امیدواری در خطرناکترین شرایط   175

اهمیّت تحلیل حادثة کربلا. 175

جبهه‏ای که آسمانی است‏.. 177

حضور همة تاریخ در کربلا. 179

ماندند و نماندند. 179

حرکت حسین(ع) ماوراء تحلیل‌ها 181

امیدوارترین انسان‌ها 182

جبهة جهل‏. 184

جلسه دوازدهم محبّت اهل بیت عامل تحرّک اصحاب کربلا  187

تصوّر معنویت همراه با حسین(ع) 187

کربلا را مکتب محبّت به‌وجود آورد. 190

کلماتی ماوراء حروف و الفاظ‏. 194

کشف اسرار کربلا در گرو شناخت آن. 196

جلسه سیزدهم راه تحقق حاکمیّت دینی در آینده تاریخ‏   201

کربلا، هفتصد بطن دارد. 201

کربلای بی‌تحلیل مثل قرآن بی‌تفسیر 202

رهایی از قدرت عنان گسیخته. 204

پناه به دشمن از ترس دشمن‏. 207

پوچ شدن، علاج پذیر است؟. 207

کربلا و نجات از اکنون‌زدگی.. 210

خوش‌بینی بی‌جا و یأسِ پایدار 211

افزایش قدرت کفر و درخشندگی عمیق‏تر ایمان‏. 212

جلسه چهاردهم وقتی شمشیرها دیگر نمی‏توانند بترسانند  217

کربلا سرّ الله اکبر 217

وقتی انسان خود را به دشمن می‌سپارد. 219

کربلا، فوق تحلیل‌های عافیت‌طلبانه. 220

چگونه حسین(ع) دشمنانش را به زانو درآورد. 222

آیینه را شکستند. 223

اسلحه‌ها برای کشتن یا ترساندن؟. 224

کربلا و بی‏رمقی اسلحه‌ها 225

آفت روشنفکری جدای از حسین(ع) 227

جلسه پانزدهم مکتب حسین‏(ع)، فرهنگ نجات از حقیقت کُشی    229

ترس از اسلحه، مانع انتخاب آزاد. 230

جرأت انتخاب، همة انتخاب‏.. 230

کربلا و گذر از برق اسلحه‏ها 231

شمشیر یزید در اسارت حسین‏(ع) 232

کربلا، رسوایی خشم بی‏هدف‏.. 235

ترس از مرگ و حقیقت کُشی‏.. 237

حسین(ع) مقاومتی به اندازة همة موحّدان تاریخ. 238

ملت‌هایی که در تن پیشوای خود می‌شکنند. 240

جلسه شانزدهم امام؛ حافظ قداست‏ها 243

نفی مقدّسات، عامل شهادت حسین(ع) 244

انسانِ کاهش یافته‏. 246

وقتی کربلا گُم می‏شود. 248

حسین(ع) و اثبات قداست‌ خود. 249

آفات ادامة هبوط بر زمین‏. 251

ضرورت تحقق حکومت دینی‏.. 253

جلسه هفدهم امام‌حسین(ع)؛ پوچ شناس بزرگ‏   257

خطر غفلت از ابعاد روحانی دین. 257

تلاش شیطان در مسیر فهم کربلا. 258

انگیزه امام‌حسین(ع) در به دست آوردن حکومت‏.. 259

رمز شکست ناپذیری امام‌حسین(ع) 263

وقتی انسان؛ «نیست» را «هستْ» و «پوچی» را «واقعیت» می‌پندارد  264

انسان اکنون زده؛ طعمه حیلة معاویه‏. 266

اکنون زده‏ها 267

برکات نمونه‌های معنوی.. 268

جلسه هجدهم انسانِ هیچ کاره‏. 271

اسلام اموی و بلای بی‏خود شدن‏. 272

نشناختن پوچی، پوچی می‌آورد. 274

وقتی زندگی قانع کننده نیست‏.. 274

ظهور پوچی در آخر 277

انواع خودکشی.. 279

پنهان‌کردن پوچی.. 280

نظم‌های پوچ. 281

جلسه نوزدهم نظم معاویه‏ای و نظم حسینی‏... 283

کربلا؛ عامل ایجاد حضور 284

نظم‏های خواب آور 285

نظم حسینی، نظام معاویه‌ای.. 288

نظم مدرن‏. 289

آنگاه که همه احساس حیات کنند. 289

نظم زمینی و غفلت از نظم آسمانی.. 291

آرامش نفس امّاره‏. 293

جلسه بیستم ملاک شناخت حقّ و باطل، موجب رهایی از پوچی    297

کربلا؛ بزرگترین سبقت‌های اخلاقی.. 297

نجات از پوچی، گوهری از گوهرهای کربلا. 299

کشتن بی‏تهدید. 299

نظم‏های خطرناک‏. 301

بودن حسین(ع) یعنی باطل‌بودن یزید. 302

روش‌های مقابله با حق.. 304

حسین(ع) برای جهان کفرخطرناک هست، ولی شرور نیست   305

فرهنگ غفلت از حقّ و باطل‏. 307

معاویه و مرگِ حیاتِ هدف‌دار 308

غم‌ها و شادی‌های زیبا 309

توجه به حق و باطلِ امور، راه نجات.. 311

جلسه بیست و یکم چگونه فرهنگ معاویه‏ای می‏میرد  315

اما هنوز امید هست‏.. 316

تنها راه، بازگشت به ایمان. 321

وقتی ایمان رفت، احساس بیخودی می‏آید. 321

کربلا و نمایش ایمان. 323

قدرت تشخیص هدف، از ایمان زدودنی نیست.. 324

جلسه بیست و دوم فرهنگ معاویه، پوچ کننده‏ای پنهان   327

نهضت حسین(ع) فوق سال 61 هجری.. 328

وقتی حرکت امام‌(ع) در گذشته متوقف نمی‌شود. 329

معاویه و توهّم بقاء 332

چرا ابتدا معاویه دیده نشد. 333

حسین(ع) و حیله‌های فرهنگی معاویه. 334

راه تشخیص حیله‌های فرهنگی.. 337

جلسه بیست و سوم کربلا؛ عامل نجات از عمیق‏ترین پوچی‌ها 341

حسین(ع)، نگاهی به همة تاریخ. 341

معنی غم حسین(ع) 343

راه تشخیص درد. 344

به تنهایی قدرتی بی‌نهایت‏.. 347

شکستِ دامِ ترس از مرگ.. 348

یک نَفَس آزادی‏.. 351

زلالی روش حسین(ع) در انتقاد. 352

فقط یک انسان کافی است‏.. 355

جلسه بیست و چهارم کربلا؛ عامل رسوایی دین بی‌نیایش     357

نیایش؛ عامل معنی‌دار کردن زندگی.. 358

فرهنگ نیایش، فرهنگ اهل البیت ‏(ع) 359

کربلا، جوابی به همة ابعاد بشر 363

خطرات گرایش به کثرت افراد. 367

جلسه بیست و پنجم مقابلة جبهة اکنون زده با جبهة معتقد به سُنن‏   369

جایگاه مصیبت‏های وارده بر اهل‏البیت.. 369

جایگاه غم فاطمه(س) 370

انسان اکنون زده و انسان آگاه به سنّت‌ها 372

انسان هوس زده و انسان مختار 374

بصیرت فوق زمانه‏. 376

قشونی که هیچ کس در اختیار انتخاب خود نیست‏.. 378

حسین(ع) عامل قدسی شدن عالَم و آدم. 381

آثار منتشر شده از استاد طاهرزاده. 383

 

 

 

مقدمه

 

 

باسمه تعالی

 

1- کتاب حاضر حاصل مجموعه‌ای از سخنرانی‌های استادطاهرزاده است که تحت ‌عنوان «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» در محرم سال‌های 1419 و 1420 ق (1377 و 1378 ش) ایراد گردیده و از نوار پیاده شده است. در عین تنظیم و ویرایش، سعی بر آن بوده که فضای سخنرانی و حالت حضوری آن محفوظ بماند، تا خواننده صِرفاً نظاره‌گر حادثه نباشد، بلکه خود را در صحنه و در کنار امام‌حسین(ع) و سایر یاران حضرت احساس کند.

 

2- کربلا واقعه‌ای است که پس از توجه به متن تاریخی آن، باید به بررسی ریشه‌ها و نتایج آن پرداخت. زیرا تحلیل هر حادثه‌ای نتیجة حقیقی آن‌را به ما ارائه می‌دهد. لذا کتاب حاضر صِرفاً به نقل حادثة کربلا نپرداخته، بلکه سعی بر نگرش تحلیلی به واقعه دارد.

 

3- در کتاب سعی شده به بسیاری از سؤالاتی که ممکن است نسبت به حادثة کربلا پیش آید، جواب داده شود. مثل این‌که؛ آیا امام(ع) می‌دانستند شهید می‌شوند یا نه؟ یا این‌که اگر امام(ع) برای احیاء دینِ جدّشان پا به عرصة امر به معروف و نهی از منکر گذاشتند، چرا در رویارویی با حرّ فرمودند: اگر مردم کوفه نمی‌خواهند، برمی‌گردم؟ و چراهایی از این قبیل.

 

4- در کتاب سعی شده جایگاه شعارهایی از قبیل «فَیاسُیوف خُذینِی» و یا «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنِی» و ... در فضای فرهنگی کربلا تحلیل بشود.

 

5- کتاب؛ نهضت کربلا را به‌عنوان آینده‌ای در مقابل خواننده قرار می‌دهد تا خواننده دائماً جایگاه خود و جامعه و انقلاب اسلامی را ارزیابی نماید و نسبت به وضع موجودِ جامعه، به‌خصوص در رابطه با فرهنگ مدرنیته، تحلیل داشته باشد و کربلا را عبرتی برای تعالی هرچه بیشتر انقلاب اسلامی قرار دهد.

 

6- همان‌طور که در متن کتاب ملاحظه می‌کنید؛ مطالب با دو قلم و با سطور کوتاه و بلند تحریر شده، تا خواننده متوجّه متنِ تهیه شده توسط استاد و شرحی که بعد از آن متن داده‌اند، بشود.

 

 

روش ما در ویرایش این کتاب

 

شاید در ابتدا انتظار عزیزان این باشد که مباحث کتاب به صورت یک مقالة علمی که عموماً هم معمول است، ارائه شود. ولی همچنان‌که ملاحظه می‌نمایید به دلایل زیر تلاش شده است در ویراستاری متنِ کتاب فضای گفتاری آن حفظ شود.

 

1- فرق متون دینی با مقاله‌های صرفاً علمی این است که متون دینی - از جمله این کتاب- باید علاوه بر آن‌که جنبة اطلاع‌رسانی داشته باشد، جنبة حضوری و بازی‌گرانة مخاطب خود را نیز حفظ کند، زیرا هدف دین تربیت انسان است و نه آموزش او، و جایگاه باورهای دینی قلب انسان است و نه ذهن او. در این روش است که انسان، متذکر و متأثر می‌گردد و مطالب دینی، او را در تغییر رفتار یاری می‌کند، و لذا باید ارتباط حضوری متون دینی با مخاطَب خود حفظ شود و آنچه توسط سخنران در حالت حضور بیان شده است با همان حال و هوا به صورت نوشتار در آید تا همان سیر و سفر حضوری در قلب خواننده محقق گردد.

 

2- در دریافت "حصولی" از واقعیات به هیچ‌وجه پیوندی میان ما و واقعیات برقرار نمی‌شود و آن‌هایی که عادت کرده‌اند در حدّ آگاهی از واقعیات، متوقف شوند انتظار دارند در موضوعات مورد بحث یک مقالة شُسته و رُفته خدمتشان عرضه شود، ولی ما تلاش می‌کنیم عقل و قلبِ مخاطب، در محضر خودِ حقیقت قرار گیرد و از پرتو مقدس آن بهره‌مند گردد و این کار با علم حصولی نسبت به حقایق مقدس، ممکن نیست. آری «زِگوهر سخن‌گفتن آسان بود» ولی آن را یافتن و در حضور آن قرارگرفتن و از تَلَؤلؤِ آن بهره‌مندگشتن، راه دیگری می‌خواهد، آن‌هم راهی که بس طولانی است، راه سیر از مفهومِ وجود، به سوی خودِ وجود، راهی که عارف در وصف آن می‌گوید:

رهرو منزل عشقیم و زسر حدّ عدم     تا به اقلیم وجود این‌همه راه آمده‌ایم

 

3- خصوصیات متون دینی می‌طلبدکه یک نحوه «از خویش برون آمدن» را درپی داشته باشد، تا عزم عمل در خواننده شعله‌ور شود که گفت:

شهر خالی است زعشاق، بود کز طرفی   مردی از خویش برون آید و کاری بکند



به تعبیر دیگر در متون دینی رابطة «من - تویی»1 بین خواننده و متن برقرار است یعنی انسان با کل وجود خود با متن مرتبط می‌شود و درون رابطه قرار می‌گیرد.

 

4- متون بزرگ دینی که منشأ تحول در اقوام و ملل شده و می‌شود چیزی جز مخاطبه و محاورة متقابل گوینده با خواننده نیست، آن‌هم با ارائه انبوه مثال‌ها. مسلّم مولوی بنا ندارد در مثنوی و یا در دیوان شمس‌تبریزی اطلاعات خود را با خواننده در میان بگذارد، بلکه تلاش او این است که راهی در مقابل مخاطب خود بگشاید و او را نسبت به خود فعال نماید. لذا نمی‌تواند به نحوة دیگری غیر از نحوه‌ای که مثنوی یا دیوان شمس را ارائه داده است، سخن بگوید و اگر حسام‌الدین‌چلپی سایه به سایة مولوی اشعار او را می‌نویسد، حالت مخاطبه و محاورة متقابل آن‌ها را نیز حفظ می‌کند، و به همان اندازه که انسان دارای ابعاد گوناگون و تو در توست، باید مولوی هم - که انسان را مخاطب خود قرار داده است - تو در تو حرف بزند، هرچند تصور بعضی در ابتدای امر این باشد که مثنوی نظم ندارد و مولوی پراکنده سخن گفته است؛ مگر انسان سنگ است که یک وجه داشته باشد و عقل و خیال و عاطفه و فطرت او هرکدام بر دیگری تنیده نباشد؟

حتماً مستحضرید که تفسیر قیّم المیزان نیز حاصل محاوره و مخاطبة علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» با شاگردان خاص ایشان در شب‌های جمعه در منزلشان و روزهای چهارشنبه مدرسة حجت بود و حضرت علامه«رحمة‌الله‌علیه» حاصل آن مخاطبه و محاورة بینابینی را با وسعت بیشتر تدوین نمودند و همین موجب می‌شود که در خواندن آن تفسیر گرانقدر حالت حیات و «از خویش برون آمدن» در خواننده ایجاد شود.

از همه مهم‌تر خود قرآن است که سراسر محاوره و مخاطبه با خوانندة خود است و آن‌هم محاوره‌ای با ابعاد گوناگون و با شخصیتِ تو در توی انسان - انسانی که عقل و خیال و عاطفه و فطرت او تماماً بر هم تنیده شده است - به طوری که هرکس می‌خواهد با قرآن به عنوان یک کتاب علمی صِرف برخورد کند - و نه کتابِ به باورکشیدن روح و قلب انسان - ممکن است سؤال کند که چرا مثلاً داستان حضرت موسی(ع) را این‌همه پراکنده و هر وَجه آن را در جایی گفته است؟ از نظر چنین فردی شاید قرآن نظم یک مقالة علمی را نداشته باشد، ولی اگر متوجه شد قرآن کتاب تربیت است و هرلحظه با تمام ابعاد انسان سخن می‌گوید و در مثال حضرت موسی(ع) در هر موقعیتی وجهی را پیش می‌کشد که مربوط به همان وجه مخاطَب قرآن است و بقیة وجوه در فضای محاوره و مخاطبه‌ای دیگر باید به میان آید، می‌فهمد که قرآن به اندازة انسان منظم است.

 

5- وقتی مجموعه‌ای از سخنرانی‌های استاد طاهرزاده به صورت نوشتار درمی‌آید ایشان پس از بررسی آن، حذف و اضافاتی را اِعمال می‌نمایند تا خوانندگان محترم بتوانند بیشترین استفاده را ببرند و لذا چون بعضاً مطالب مفصلی به بحث اضافه ‌شده است ممکن است در هنگام مطالعة کتاب احساس شود در بعضی از قسمت‌ها حالت سخنرانی‌بودن بحث تغییر کرده است، که از آن گریزی نیست. ولی به طور کلی چون معتقدیم هدف متون دینی تربیت انسان است و نه صرفاً آموزش او و جایگاه تربیت قلب است و نه ذهن، سعی شده است تا حدّ امکان فضای محاوره‌ای آن محفوظ بماند.

 

گروه فرهنگی المیزان

 

[1] - تعبیر «من و تو» نام کتاب مارتین بوبر نویسندة اتریشی است.

 

 

 

 

مقدمة‏ نویسنده

 

 

 

چگونگی نگرش به تاریخ

1- تاریخ یعنی تعیین و تحدیدِ «وقت»، از ریشه «اَرَخَ» و «وَرَخَ» است، و این تعیین وقت یا حضوری است و یا حصولی.

یاد از گذشته در صورتی که با واسطه باشد «حصولی» است و اگر بی‏واسطه باشد «حضوری» است. پس تاریخ می‏شود «وقت‏یابی» حال یا به صورت حصولی و مفهومی و یا به صورت حضوری و وجودی. یعنی گاهی خبردار می‏شویم که در گذشته چه گذشت و یا گاهی در آن «وقت» و زمانه خود را حاضر می‏کنیم و با آن «وقت» زندگی می‏کنیم و این نوع وقت‏یابی هر چند نادر است ولی بسیار لازم و مفید است.

 

2- یاد حادثه کربلا در فرهنگ شیعه، یعنی آن طور که شیعه با آن روبه‌رو می‏شود، علم حضوری به تاریخ است و به عبارت دیگر کربلا در فرهنگ شیعه، یک تاریخ حضوری است. یعنی شیعه با «وقت‏یابیِ» کربلا، در آن صحنه و وقت حاضر می‏شود. خود را در «وقتِ» اصحاب کربلا قرار می‏دهد و به کمک کاری که امام‌حسین(ع) در کربلا انجام دادند، شیعه هنر چنین «وقت»یابی را در رویارویی با صحنه کربلا به‌دست آورده است، همچنان‌که نهضت کربلا به امامت حسین(ع) هنر چنین «وقت‏دهی» را دارد.

 

3- پس تاریخ «حضوری» بازگشتش به تذکر و به وقت اصیل و زنده است. این است که گفته می‏شود شیعه در همه دوران تاریخ حیاتش با نهضت کربلا و اصحاب کربلا «هم‏تاریخ» است، یعنی اصلاً فاصله‏ای بین خود و آن حادثه احساس نمی‏کند، و لذا خود را بازیگر آن صحنه می‏یابد و نه تماشاگر، و این خاصیت «وقت» است که عرفان عملی تلاش دارد انسان را در آن قرار دهد و انسان را از زمان گذشته و آینده آزاد کند و به «وقت» آورد، لذا می‏گوید:

صوفی ابن‏الوقت باشد ای رفیق              نیست فردا گفتن از شرط طریق

 

4- تاریخ حضوری عبارت است از «یاد وقتِ ساحت اقدس» و تاریخ حقیقی همین است و مقصود قرآن از طرح حادثه‏های تاریخی و همچنین هدف اولیاء از نظر به تاریخ، در این نگرش نهفته است. امیرالمومنین به امام‏حسن(علیهماالسلام) در نامه مشهورشان می‏نویسند: طوری در اعمال و افکار و آثار گذشتگان نظر کردم که یکی از آن‌ها به حساب می‏آیم و گویا با اولین و آخرینشان زندگی کرده‏ام.

 

5- حال در این مقدمه می‏خواهم خدمت خوانندگان عزیز عرض کنم که اگر تاریخ توان چنین حضوری را در صحنه‏های گذشته به ما ندهد هر چه می‏خواهد باشد، چیزی نیست، چون آن تاریخ‏نگری و وقت‏یابی نتوانسته است زمان‏ها را در هم ادغام کند و ما را از «زمان ‏فانی» به «زمان‏ باقی» سیر دهد در حالی که بحمداللّه شیعه عموماً به کربلا با چشمِ «زمان باقی» می‏نگرد همچنان‏که در نگاه دین - به‌خصوص در قرآن - به حادثه‏های تاریخی همین حضور با برکت مطرح است.1

 

6- اگر در نگاه به کربلا این «هم‏عهدی» و «هم‏وقتی» با امام حاصل نشود، در واقع از کربلا چیزی گفته نشده است و آنچه هم که گفته شده است کربلا نیست. سلام و صلوات خداوند بر ائمة ‏معصومین ما که با زیارت‌‌نامه‌هایی که برای شیعه تدوین کردند و با توصیه به زیارت کردن قبور ائمه، نگذاشتند این نگاه حضوری به کربلا از دست برود.

 

7- تاریخ حصولی، تاریخ فاقد فکر و ذکر و عزم است و نمی‌تواند عبرت‌آموزی کند و موجب هدایت انسان گردد. به همین جهت هم قرآن به‌عنوان کتاب هدایت بشر، «اساطیرالاولین» نیست بلکه کتاب «ذکر» است و داستان‏هایش توان به حضور بردن انسان را در محضر سنّت‏های الهی دارد و گویا انسان را در حکم یکی از بازیگران آن صحنه قرار می‏دهد و سپس او را در رابطه با آن صحنه به تدبّر وا‌می‌دارد. و کربلا در درون چنین فرهنگی ظهور یافت و یکی از بزرگترین عبرت‌های تاریخی گشت تا هرکس، هر روز اندازة خود را در آن آینه به تماشا بنشیند.

 

8- بشری که یاد از گذشته را به صورت حضوری از دست بدهد، در امروز هم نمی‏تواند درست زندگی کند و لذا گرفتار اساطیرالاولین می‏شود و همة حادثه‏های گذشته را به صورت قالب‏های مرده می‏بیند و در این حال است که نسبت انسان با خدا - خدایی که در همه صحنه‏ها خود را به انسان می‏نمایاند - در همیشه زندگی فراموش می‏شود، چون نگاه «حضوری» به حادثه‌های تاریخی به نگاه «حصولی» تبدیل شده و دیگر انسان در آن حال از «زمان باقی» محروم شده و گرفتار روزمرّگی و زمان فانی است.

 

9- اگر بپذیریم هر حرکتی در تاریخ نیاز به یک مفسّری دارد که روح و حیات حضوری آن حادثه را تفسیر کند در کربلا باید تفسیر اصلی حادثه را از زبان امام معصوم یعنی امام سجاد و امام باقر و امام صادق(ع) گرفت، انسان‌هایی که سراسر نگاه قلبشان را جمال و جلال حق پر کرده است. تاریخ‏نویسان تلاش کرده‏اند با زبان علم حصولی کربلا را بنویسند و در واقع کربلا را بمیرانند، ولی امام باقر(ع) با زیارت عاشورا کربلا را از نگاه حصولی نجات دادند و آن را با نگاه حضوری ترسیم فرمودند و لذا از این طریق کربلا نه تنها جزء زندگی هر شیعه می‏شود و نه تنها دیگر طرح کربلا خواب‌کردن و حواله دادن انسان‌ها به حوادث گذشته نیست بلکه در طول قرن‏ها خواب‏ها را، بیدارکردن است و این است که می‏یابیم کربلا نه تنها قصّه گذشته و تاریخ امروز و فردا نیست، بلکه تاریخ پس‏فردای ماست.2 پس‏فردایی که هنوز افق‏های حضوری‌اش برای این نسل پیدا نشده و فقط در انتظار فرجِ آن باید در امروز شکیبایی کند.

 

10- کربلا ریشه‏ای است که اگر بشر امروز از آن فاصله بگیرد، در عصر مدرنیته تماماً پژمرده می‏شود - مثل بسیاری از ملت‏ها و تمدن‌ها - و این همه امید به پس فردای تاریخ، جهت تفسیر حضوری کربلا است در زیارت عاشورا، و به همین جهت آن زیارت را با سلام آغاز می‏کنی. راستی مگر جز این است که انسان به کسی سلام می‏کند که حاضر است؟

 

11- نگاه حصولی به تاریخ، نگاه به پوستة بی‏جان حوادث گذشته است و چنین نگاهی نمی‏تواند فریادی بر نفس امّاره بشر امروز باشد تا غرور او را بشکند و سنن پروردگار عالم را در پیش روی او حاضر نماید، یعنی با نگاه حصولی به کربلا، کربلایی دیگر به پا نخواهد شد و بشر امروز در رابطه با لاابالیگری خود، خود را همدوش و هم‏سرنوشت با یزید احساس نمی‏کند.

 

12- نگاه حضوری به تاریخ موجب خوف اِجلال یعنی حیرت و هیبت در مقابل پروردگار و در نتیجه اسقاط اضافات و ترک تعلّقات و تعیّنات موهوم می‏شود، چون خود را همراه و روبه‌رو با حقیقتی جاری در هستی می‏یابد که باید خود را نسبت به آن حقیقتِ فعّال تنظیم کند و این است شرایطی که سرانجام، وارستگی و انس به حق را موجب می‏شود.

 

13- در نگاه حضوری به کربلا یک احساس همدلی و «هم‏وقتی» برای همه انسان‏ها با حضرت‌حسین(ع) و یک تنفّر عمیق نسبت به همه شخصیت‏های جبهه مقابل حاصل می‏شود و انسان‏سازی کربلا از اینجا شروع می‏شود و در نتیجه کربلا خزینه اسرار و ورود در یک زندگی بی‏نهایت معنوی خواهد شد.

 

14- اکنون بسیاری از اقوام جهان از تاریخ حضوری خود بیرون افتاده‌اند و در تاریخ تجدد جایی برای خود نیافته‌اند. نظر بر حسین(ع) و کربلا، ما را در متن تاریخ بزرگ و هدایتگر خود قرار می‌دهد و گویا حسین(ع) متوجّه این رسالت بزرگ خود بود.

 

15- تاریخ بسیاری از اقوام، امروزه، نقطة جدا افتاده از زمان است، ولی خود شما به‌خوبی احساس می‌کنید که کربلا این‌طور نیست و نمی‌گذارد ما از گذشتة خود گسسته شویم، و راه نجات از جدایی تاریخی ملت‌ها را نیز باید از طریق نگاهی که از کربلا می‌توان گرفت، جستجو کرد تا گذشته و آینده نقاط و لحظات جدا و ناپیوستة زمان تلقی نگردد.

 

16- مردم برای زندگی و عبرت‌آموزی؛ نیاز به حافظة تاریخی خود دارند و گسستگی از تاریخ گذشته و عدم حضور تاریخی، سخت برای انسان‌ها خطرناک است و برای تحقق چنین حضوری در تاریخ باید در لحظه‌لحظة تاریخ زندگی کرد. و برای زندگی در تاریخ باید در کنار کسانی به‌سر برد که بتوان به جهت عصمت و علم با آن‌ها اتحاد روحی و قلبی داشته باشیم و کربلا بحمدالله می‌تواند چنین کمکی را به انسان‌ها بکند، وگرنه انسان‌ها در گسستگی تاریخی خود، خود را اتمی تنها و سرگردان در میان انبوه توده‌های انسانی می‌یابند و هیچ پیوندی با گذشتة خود ندارند، لاجرم هیچ پیوندی با امروز خود نمی‌توانند داشته باشند.

 

17- حافظة تاریخی که همان تاریخ حضوری است، اگر از میان برود، اشیاء و امور از جای خود خارج می‌شوند و دیگر هیچ‌چیز به هیچ‌جایی و هیچ‌زمانی تعلق ندارد، و در این حال عالَم انسانی به عالَم انتزاعی و غیرحضوری مبدل می‌شود، عالَمی که مردمان در آن عالَم با اشیاء و امور انتزاعی زندگی می‌کنند.

 

18- مردم؛ زمانی حافظة تاریخی دارند که نسبت خود را با گذشته و آینده باز شناسند و به امکان‌های زندگی خود آگاه باشند، و کربلا با به صحنه‌آمدن امام معصومی که همة رازهای خلقت را می‌شناسد، چنین امکانی را به انسان‌ها می‌دهد. و در سلسله بحث‌های «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» سعی در توجه به چنین حضوری است.

 

19- درست به همان اندازه که با تاریخِ حصولیِ پادشاهان بیگانه با ما، نمی‌توان زندگی کرد، بدون ‌تاریخ هم نمی‌توان بود. بلکه باید ببینیم تاریخ ما کدام است و ما در کجای تاریخ قرار داریم. چراکه اگر ملتی به بی‌تاریخی دچار شد، در حقیقت از بازی زمان بیرون می‌افتد و به تماشاگری، حسرت‌زده مبدل می‌شود و پیوستن به حسین(ع) شیعه را از تاریخ‌سازترین اقوامِ آینده قرار داده است و یا به تعبیر دیگر شیعه؛ با کربلا آینده‌دارترین ملت‌ها خواهد بود.

 

20- آری آنچه در مباحث «کربلا مبارزه با پوچی‏ها» در جلو چشم من بوده تقلاّ کردن در چنین نگاهی است به کربلا، و امید فراوان و خواهش شدید دارم که با تمام وجود با چنین نگاهی در سطور این کتاب سیر کنید. آن وقت آن چه شما را حاصل شد گوارایتان باد و باز سال بعد با حضوری جدید در این سطور سیر کنید، آن وقت آن چه شما را حاصل شد باز گوارایتان باد، و مباداکه نگاه حصولی، نگاه شما شود و یا این‌که مطالب این کتاب را با حافظه بخوانید و به حافظه بسپارید.

طاهرزاده

سال 1382

 

 

 

 


 

 

[1] - «قُلْ سیرُوا فِی‌الارْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمین»(69/نمل) یعنی؛ همین حالا بروید و رو در روی خود هلاکت گناهکاران را به تماشا بنشینید.

[1] - تعبیر «پس فردا» تعبیر جناب استاد احمد فرید است نسبت به تاریخ بعد از مدرنیته. در چند جای این مقدمه از تعابیر آن مرحوم استفاده کرده‌ایم.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی