طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است ...

مبارزه با ظالمان منحصر به مبارزه با شمشیر نیست و امروز تبلیغات در دنیا حرف اول را می‌زند. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است ...

مبارزه با ظالمان منحصر به مبارزه با شمشیر نیست و امروز تبلیغات در دنیا حرف اول را می‌زند. امام خامنه‌ای روحنا فداه

طلبگی شغل من نیست؛ زندگی من است ...

باید با عزم راسخ در راه صحیح پیشرفت مادی و معنوی کشور حرکت کنیم؛ آن‌وقت همه خواهیم دید که دشمن به‌دنبال ما می‌دود نه ما به‌دنبال دشمن.

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه


کسی که به‌عنوان دفاع از اهل‌بیت(ع) می‌رود در واقع دارد از جامعه و شهرهای خود دفاع می‌کند؛ این دفاع از ایران است.

آنها داعش را برای شکست جمهوری اسلامی ساختند؛ عراق و شام مقدمه بود تا ایران را زمین‌گیر کنند اما قدرت جمهوری اسلامی آنها را در همان‌جا زمین‌گیر کرد

حضرت امام خامنه ای ارواحنا فداه

این خجلت و شرمندگی نظام از بیکاری جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بیشتر است.
حضرت امام خامنه ای روحی فداه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینجا فقط برای طلاب نیست؛ مطالبی بسیار هست که برای عموم است.

طلاب ؛ یاران حضرت بقیة الله اعظم ارواحنا فداه

چگونه بهتر طلبگی کنیم برای امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

نکاتی ارزنده و کاربردی ذیل بحث طلبگی برای یاران حضرت

آخرین نظرات
  • ۲۰ بهمن ۹۵، ۲۲:۰۰ - یا حسین
    زیباست

رهبرمان شمشیر کشیده ! تو چه کرده ای ؟

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ق.ظ

فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار شاعران (31/خرداد/95) :


یکی از آقایان،( آقای امیر عاملی‌) پایین یک شعری خواندند که مضمونش این بود؛ 

که اگر شمشیر بکشید، سینه‌هایی که بیایند در جلوی شما بِایستند و در مقابل دشمنان شما سینه سپر کنند [زیاد است‌]، 

من گفتم : من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ این‌جوری نیست؛ 

منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛

ما در جنگِ نرمیم؛ 

در جنگِ سیاسی هستیم، 

در جنگِ فرهنگی هستیم، 

در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ 

فکرها و اراده‌ها دارند با هم میجنگند. 

امروز ما خیلی احتیاج داریم به ابزارهای مؤثّر و تأثیرگذار؛

 یک بخش عمده‌ی این ابزارها، به نظر من شعر است که بایستی مورد توجّه شماها قرار بگیرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

1. یک فرمانده زمانی وارد عمل می شود وشروع به جنگ می کند که سربازانش کشته شده باشند یا در خواب باشند ...

2. وای بر ما  .... او  سال هاست که یکه و تنها در حال جنگیدن است. 



پدیدارشناسی اینستاگرام

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۴ ق.ظ

ا چندی پیش نگاتیو کالای گران و خاص بود که نه ارزان بدست می آمد و نه ارزان مصرف می شد. محدودیت داشتن نگاتیو، عکاسی را به هنر تبدیل کرده بود. چشم عکاسان باید سوژه و قاب را با وسواس می جست و انتخاب می کرد. بنابراین هر چیزی شانس آنرا نمی یافت که به «عکس» تبدیل شود. بنابراین عکس امری همه جایی و همگانی نبود و کم و بیش به بخشی از حوزه ی فاخر مصرف فرهنگی مربوط می شد. حتی آنهنگام که بنابود یادگارهایی از اشخاص بر روی دیوار یا طاقچه قرار بگیرد، آیینی از آماده سازی و ژست های تعریف شده طی می شد؛ چون احتمال تکرار و تعدد آن آسان نبود.

با دیجیتال شدن عکاسی، تولید و مصرف عکس آنچنان آسان و هرجایی شد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. گوشی های تلفن همراه و نرم افزارهای موبایلی جزءجزء زندگی را قاب بندی می کنند و به اشتراک می گذارند. به نوعی عکس به زبان بی زبان گفتگو و تعاملات میان فردی بدل شده و جای متن و مفهوم را گرفته است. زندگی انباشته از عکس و تصویر چگونه باید ادراک شود؟ در این میان «اینستاگرام» با جذابیت رو به تزاید خود، تصویری جدید از دنیایی است که زندگی به روایت عکس را در خود جای داده است. اما رمز و راز این جاذبه چیست:

اشتغال زنان منافی با سبک زندگی ایرانی-اسلامی است

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

تحلیل آقای یامین پور در مورد اشتغال زنان؛ اصالت در موضوع اشتغال زنان چیست ؟



در خانواده با خنثی کردن اثر محوری مرد و متزلزل کردن جایگاه او، بی تعهدی به همسر افزایش می یابد.
تحقیقات نشان می دهد:
بسیاری از مردان برای تسکین ناراحتی های ناشی از تحقیر شدن توسط همسرشان به سمت زنان دیگر سوق پیدا می کنند. مردانی که کمتر از همسرانشان درآمد دارند ۵ برابر بیشتر به سمت ارتباط با زنان دیگر گرایش دارند و از طرفی زنانی که به همسرانشان وابستگی مالی دارند، تا ۷۵ درصد بیشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار می مانند.

از طرفی احساس وفاداری مرد به خانواده و احساس فداکاری او برای همسرش با میزان وابستگی همسر به او نسبت مستقیم دارد. یعنی هرچه زن به مرد بیشتر اتکا کند، احساس وفاداری شوهر و فداکاری او برای خانواده بیشتر می شود و بالعکس.
نتایج آخرین تحقیقات درباره ی علل طلاق در ایران نشان می دهد علیرغم اینکه حق طلاق در قوانین با مرد است، ولی میزان درخواست طلاق توسط زنان(۴۸ درصد) بیش از دو برابر درخواست طلاق توسط مردان(۲۳ درصد) است!

البته نگران کننده ترین بخش ماجرا طلاق های توافقی(۲۹ درصد) است که اتفاقا بیشتر در خانواده های تحصیل کرده و زنان شاغل جریان دارد. به نظر می رسد این نمونه از طلاق های که ناشی از تحول ادراک هویتی است با اشتغال زنان نسبت مستقیم دارد.

شاید برخی تصور کنند اشتغال زن او را در موقعیتی مساوی با مرد قرار می دهد، این در حالیست که بجای تساوی، “تشابه” اتفاق می افتد. تشابه موقعیت زن و مرد نتیجه ای جز فشار مضاعف به زن ندارد. در واقع با مشابه شدن موقعیت زن و مرد تکالیف خاص زنانگی از بین نمی رود بلکه به تکالیف قبلی اضافه می شود. مثلا مادری و مدیریت خانه از اموری است که از عهده ی مرد خارج است. به این معنا که اساساً ویژگی های فیزیولوژیک و روانشناختی مردان چنین امکانی را به او نمی دهد. حال اگر بگویید که زنان را هم بخاطر موقعیت مشابه با مردان از این امور معاف می کنیم طبعا از سبک زندگی ایرانی-اسلامی فاصله گرفته اید چراکه زن در تربیت و فرهنگ اسلامی اصالتاً همسر و مادر است و نه یک کنشگر اجتماعی؛ و اگر بگویید زن علاوه بر حضور فعال اجتماعی وظایف اختصاصی اش را هم انجام دهد نتیجتاً او را به تکلف و زحمت دوچندان انداخته اید.

بنابراین روشن است که اگر قائل به گسترش سبک زندگی ایرانی- اسلامی باشیم باید اموری را که اصالت دارند از اموری که بالعرض و اقتضائی و از سر اضطرار اند تفکیک کنیم.

اشتباه دیگر این است که برخی اشتغال زنان را جزء “حقوق” می دانند. یعنی می گویند این “حق زن” است که شاغل باشد. این مغالطه ای است که میان حق و تکلیف ایجاد شده است. مثلا سربازی رفتن یا جهاد کردن تکلیف است، چرا هیچ فعال حقوق زنی میتینگ برگزار نمی کند که سربازی برای زنان هم اجباری شود؟!

اشتغال هم تکلیف مرد است. در واقع زن واجب النفقه است. یعنی مرد مکلف به کسب درآمد برای مدیریت اقتصادی خانه در برابر حضور زن در منزل است. زن هیچ تکلیفی به کسب درآمد ندارد و اگر هم درآمدی کسب کند به هیچ وجه الزامی به خرج کردن آن در امور جاری زندگی ندارد. این یک موازنه حقوقی است. زن می پذیرد که در خانه ی مردی به عنوان همسرش حاضر باشد و مرد هم مکلف است که تمام مخارج زندگی او را اعم از خوراک، پوشاک، بهداشت و… بپردازد.

این موازنه در نظام های حقوقی دیگر صورت دیگری دارد. مثلا زن در فرانسه فقط واجب النفقه نیست. بلکه مرد هم واجب النفقه است! یعنی زن و مرد شریک زندگی نیستند بلکه شریک تجاری و جنسی اند. این هم نوعی موازنه است. به این صورت که اجازه ی اشتغال زن بدست همسرش نیست در عوض واجب النفقه هم نیست. زن در فرانسه اصالتا یک کنشگر اجتماعی مانند مرد است. بنابراین درمورد شیوه ی همسری یا مادری ، خودش تصمیم می گیرد. از طرف دیگر او چون از طرف شوهرش پشتیبانی اقتصادی نمی شود همیشه با نگرانی از آینده اش ترجیح می دهد فرزندی نداشته باشد و به اشتغالشان بیش از مدیریت زندگی خصوصی شان متعهد باشند. مردها هم طبعا تصمیم می گیرند بجای ازدواج که آنها را به هر ترتیب به تعهداتی پایبند می کند، زندگی های غیرمتعهدانه با زنان را برگزینند. به این ترتیب طبق آمار در فرانسه غالبا بجای ازدواج ، کنکوبیناژ اتفاق می افتد. کنکوبیناژ نوعی زندگی زناشویی خارج از تعهدات حقوقی و مذهبی است. یعنی زن و مرد برای مدتی پارتنر های خود را انتخاب می کنند و نیاز های جنسی شان را برآورده می کنند و بعد هم مطابق تذوق و تنوع طلبی شان تغییرش می دهند.

حرف هایی که گفتیم دو نوع سبک زندگی است؛ دریکی زن اصالتاً همسر و مادر است و بنا بر اقتضائاتی  حضور اجتماعی اش مشابه مرد می شود، و در دیگری زن اصالتاً مشابه مرد یک کنشگر اجتماعی است با همان نقش ها، و نقش های اختصاصی و تخصصی زنانه را وا می گذارد.

ممکن است برخی ما را به واقعیت های امروز جامعه توجه دهند که مردان ایرانی هم مشابه مدل های فرانسویشان از زنان سوءاستفاده می کنند. نمونه های غیرمرغوب برای همه ی استدلال ها دردسر سازند. ولی نکته ی مهم این است اتفاقا همین نمونه های غیرمرغوب وطنی بیش از همه چیز ناشی از توسعه ی سبک زندگی غیر ایرانی متولد شده اند. بد نیست توجه کنیم که اتفاقا نمونه های غیرمرغوب بیش از دیگران طرفدار حضور پررنگ و بی قاعده ی زنان در نقش های مردانه و ترک خانه هستند. چون به این ترتیب زمینه ی سوءاستفاده های مردانه بیشتر فراهم می شود.

پ‌ ن : 

  طبعا من درباره ی موارد ضروری اشتغال زنان مثلا مشاغل خاص زنان یا زنان سرپرست خانوار یا … حرف نزدم. حرفم این است که اشتغال زنان اصالت ندارد بلکه خلاف اصل است و دلیل لازم دارد.



منبع

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۵۷ ب.ظ
گفتاری از: حسین فردوست
ناشر: اطلاعات
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: سیاست
نوبت چاپ: ۳۱
تاریخ چاپ: ۱۳۹۲
شمارگان: ۲۱۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۱۴۳۹
شابک:
۹۷۸-۹۶۴-۴۲۳-۱۵۰-۶

معرفی کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»

ناگفته‌های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود

ارتشبد حسین فردوست؛ دوست صمیمی‌ای که رضاخان برای پسرش برگزید و او را همراه ولیعهد به سوئیس برای تحصیل در کالج «له‌روزه» فرستاد. فردوست در میان نسل اول و دوم انقلاب آن‌قدر معروف بود که پس از چاپ کتاب خاطراتش، برای خرید آن صف بسته شود و با ۳۱ بار تجدید چاپ و در حدود دویست هزار نسخه، در فهرست کتاب‌های پُرشمارگان قرار بگیرد.

ارتشبد حسین فردوست؛ دوست صمیمی‌ای که رضاخان برای پسرش برگزید و او را همراه ولیعهد به سوئیس برای تحصیل در کالج «له‌روزه» فرستاد. فردی که تا آخرین روز حکومت پهلوی صمیمی‌ترین دوست شاه شناخته می‌شد؛ تا جایی که حق داشت با شاه و ملکه بر سر یک میز غذا بخورد، محرمانه‌ترین اسرار محمدرضا در مخفیانه‌ترین ارتباطات او را بداند و در رأس مهم‌ترین ارگان اطلاعاتی رژیم پهلوی، «دفتر ویژه‌ی اطلاعات»، که سازمان اطلاعاتی شخصی شاه محسوب می‌شد، بر کل سیستم سیاسی و اطلاعاتی کشور و حتی بر ساواک، نظارت داشته باشد. فردی که حسنعلی منصور ابلاغ حکم نخست‌وزیری‌ای که آمریکا و انگلیس دستورش را صادر کرده بودند، از او مطالبه می‌کند و... ناگاه در ۱۲ آبان ۱۳۶۲ پس از پنج سال زندگی مخفیانه، شناسایی و بازداشت می‌شود. بعد از عبور از سؤالاتی همچون اینکه چرا او ایران را ترک نکرد؟ آیا در تدارک کودتا بود؟ و... هیچ‌کس تردیدی نداشت چنین فردی خاطرات مهمی با خود دارد. درک این اهمیت سبب شد این خاطرات تا اردیبهشت ۱۳۶۶ که بر اثر سکته زندگی‌اش پایان یافت، به‌مرور ضبط و چندی بعد، تدوین و منتشر شود.
فردوست در میان نسل اول و دوم انقلاب آن‌قدر معروف بود که پس از چاپ کتاب خاطراتش، برای خرید آن صف بسته شود و با ۳۱ بار تجدید چاپ و در حدود دویست هزار نسخه، در فهرست کتاب‌های پُرشمارگان قرار بگیرد.
این مقدمه اهمیت کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» را، که به خاطرات فردوست مشهور است، برای کسانی که سنشان اقتضای شناخت وی را ندارد، کافی است. اما بد نیست این را هم اضافه کنیم که اگرچه شاه به دلیل ویژگی‌های کیش شخصیتش، در بیان خاطرات حتی از دوستان بسیار صمیمی‌اش (که در تصمیماتش مؤثر بوده‌اند) همچون ارنست پرون هم نامی نبرده است، اما فردوست از این قاعده استثناست و وی چنین معرفی شده است: «دوست صمیمی من پسری بود به نام حسین فردوست که پدرش ستوان ارتش بود. حسین در دوران تحصیل در سوئیس با من همدرس بود و بعد هم با درجه‌ی سرهنگی سمت استادی دانشکده‌ی افسری را عهده‌داری می‌کند و فعلاً در گارد شاهنشاهی مشغول انجام وظیفه است.»۱
شاید همین سبب شد که اندکی پس از چاپ کتاب، رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای گروهِ تاریخ صدای جمهوری اسلامی ایران، ‌ به بهره‌گیری از آن برای معرفی واقعیت‌های رژیم شاه، توصیه کنند.۲
کتاب از دوره‌ی کودکی محمدرضا تا روزهای آخر حکومت پهلوی را با جزئیات جذاب و روان بیان کرده و ویرایش آن نیز فاقد هرگونه جهت‌گیری سیاسی است و اغلب توضیحات و معرفی شخصیت‌هایی که از آن‌ها نام برده شده (همچون تیمورتاش، فروغی، هویدا، شریف امامی و...) براساس اسناد به‌صورت مستقل در جلد دوم ارائه شده است که نقش مکمل خاطرات را دارد.
در کتاب، نقش مؤثر آمریکا و انگلیس در امور ایران را می‌توان به‌وضوح دید. به‌عنوان نمونه، وی در فرازی از کتاب درباره‌ی آخرین تلاش‌های آمریکا برای مقابله با انقلاب می‌گوید: «من از ورود هایزر اطلاع نداشتم و محمدرضا نیز اطلاعی نداشت. من تنها بعدها بود که از طریق گارد شنیدم که بدره‌ای به محمدرضا اطلاع داده که هایزر بیست روز است که در تهران است. محمدرضا تلفنی از سولیوان سفیر آمریکا گله می‌کند و فردای آن روز، سولیوان و هایزر به اتفاق هم به دیدار محمدرضا می‌روند. ماجرای این ملاقات را بدره‌ای به اطلاع من رساند. او گفت که در این ملاقات، هایزر بدون معذرت‌خواهی از تأخیر خبر ورود خود، کار را خراب‌تر می‌کند و از محمدرضا می‌پرسد: اینکه شنیده‌ام به استراحت می‌روید، آیا صحیح است؟ و تاریخ خروج محمدرضا را می‌پرسد. محمدرضا پاسخ می‌دهد: این یک امر شخصی است و هر موقع لازم دانستم از این مرخصی استفاده می‌کنم. [...] اما پس از گذشت یک ماه از حضور هایزر در ایران، خبرگزاری‌های رویتر و آسوشیتدپرس اعلام می‌کنند که معاون فرمانده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ایران را ترک کرد. آن‌ها گفتند که هدف از سفر ژنرال هایزر به ایران و اقامت طولانی‌اش در این کشور، ترغیب نظامیان ایران به حمایت از دولت شاپور بختیار بوده است.»
ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز ۲۲ بهمن در ایران در میانه‌ی بحث برای اعلام بی‌طرفی ارتش، چنین می‌نویسد: «من باسرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره‌باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر بکنید. او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضعِ تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به‌سرعت دور شدم...»
نمونه‌ی دیگر را می‌توان اطلاعاتی دانست که درباره‌ی شاپور جی، معروف به «ریپورتر»، نماینده‌ی رسمی دستگاه اطلاعات انگلیس، به‌عنوان افسر رابط با شاه و دربار می‌دهد. همچنین در موارد متعددی، از دخالت انگلستان و آمریکا در امور دربار همچون انتخاب نخست‌وزیر، پرده برمی‌دارد. چرایی انتخاب رضاخان برای کودتا را توضیح می‌دهد و به معرفی واسطه‌های ارتباط رضاخان با انگلیس، همچون سلیمان بهبودی، دانش‌آموخته‌ی آموزشگاه صهیونیستی آلیانس، می‌پردازد.
خاطرات فردوست از معدود مدارک موجود در خصوص زندگی و مرگ ارنست پرون است؛ عضو سوئیسی دربار که به دلیل شایعات فراوانی که درباره‌ی او وجود داشت و نقشی که در اداره‌‌ی شاه ایفا می‌کرد، شهرت یافته بود. فردوست در بخشی از کتاب نتیجه می‌گیرد مطمئناً سازمان اطلاعات انگلیس با علم به اینکه محمدرضا در مدرسه‌ی له‌روزه ثبت‌نام خواهد کرد، مدت زمان کوتاهی قبل از حضور او در این مدرسه، ارنست پرون را به‌عنوان جاسوس و در لباس خدمتکار، برای کنترل و دوستی با محمدرضا گماشته بود. او شرح می‌دهد که چگونه سازمان‌های اطلاعاتی حتی پیش از زمانی که افراد پُست یا سمتی را در یک کشور به دست آورند، آن‌ها را تحت مراقبت قرار می‌دهند و چند نمونه از اقدامات پرون در این زمینه را بر‌می‌شمارد.
البته اطلاعات او منحصر به شاه نیست و به مسائل مختلف پرداخته است؛ از مترو تهران گرفته تا نفت دریای خزر که هنوز پس از سه دهه از بیان آن خاطرات، بسیاری از جزئیاتِ بیان‌شده، کاربردی است. حتی معرفی وی از شخصیت‌های دربار نیز قابل توجه است. به‌عنوان نمونه، اطلاعاتی که درباره‌ی پرویز ثابتی و چگونگی رشد او می‌دهد، در تحلیل خاطرات تازه‌منتشرشده‌ی او کمک شایانی می‌کند.
او روایات متفاوتی از برخی مشهورات تاریخی ارائه می‌دهد. مثلاً درباره‌ی ملاقات یکی از مراجع نجف با فرح، برخلاف نقل مشهور، از عدم تخصیص وقت و مراجعه‌ی فرح بدون هماهنگی و برخورد سرد آیت‌الله می‌گوید. در کنار آن، از مستند بودن برخی حدسیات انقلابیون نیز می‌گوید که از آن جمله ارتباط مستمر آیت‌الله شریعتمداری با شاه است.
روایت او از نهضت امام نیز به‌عنوان یکی از اعضای ارشد نقطه‌ی مقابلِ نهضت، قابل توجه است. در موضوع مقابله با قیام پانزده خرداد، از غافل‌گیری ساواک و مردمی بودن قیام می‌گوید و ابراز تأسف می‌کند که چرا آیین‌نامه‌ی «کنترل اغتشاشات» آمریکایی‌ها، که خود او دستور داده بود به فارسی ترجمه شود، توسط فرماندهان واحدهای نظامی و انتظامی به‌ویژه اویسی، مطالعه نشده بود!
او مکانیسم عمل ساواک در گزارش‌دهی مطابق خواست شاه را در این واقعه به‌نیکی شرح می‌دهد که چگونه بی‌خبر ماندن ساواک از قیام مردمی به تیمور بختیار نسبت داده شده است تا شاه مسئول جدید را فردی هوشمند تلقی نماید.
او رمز ارتقای بسیاری از مقامات ساواک را در فهم چگونگی ارائه‌ی گزارش مطلوب شاه توصیف می‌کند. اگرچه در متن خاطرات او، چنین انتقادهایی نسبت به رژیم گذشته دیده می‌شود و گاه چنین گمانه‌ای را تقویت می‌کند که بیان این خاطرات، برای تبرئه‌ی خود بوده است، اما با در نظر گرفتن دیگر اسناد و خاطراتی که در سال‌های بعد منتشر شد، در مجموع می‌توان کتاب را سندی قابل اعتنا تلقی کرد. برخورد عوامل پهلوی با کتاب نیز متفاوت است. برخی خاطرات او را رد کرده‌اند و برخی همچون سپهبد محسن مبصر، فرمانده شهربانی کل کشور شاه، بر بخش عمده‌ای از آن صحه گذاشته‌اند.
فردوست در مجموع ۵۲ سال از زندگی ۷۶ساله‌اش را در ارتباط نزدیک با محمدرضاشاه پهلوی گذراند؛ از دوره‌ی تحصیل تا حضور در جمع پایه‌گذاران گارد جاویدان در نخستین سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ و پس از آن، تأسیس دفتر ویژه‌ی اطلاعات رژیم پهلوی، دبیری شورای امنیت کشور با حفظ سمت و... وی از سوی محمدرضا پهلوی مأمور تحقیق درباره‌ی سوءاستفاده یا عدم لیاقت سران نظامی، انتظامی و سایر سازمان‌های دولتی شد، طی سال‌های ۵۳ و ۵۴ عضو کمیسیون قیمت‌های پایه بود و در مقطعی مسئولیت ایجاد سازمان حفاظت و تحقیق حزب رستاخیز را برعهده گرفت و براساس خاطراتش، تا آخرین لحظات پیروزی انقلاب، برای حفظ حکومت پهلوی چنان کوشید که برخی از عوامل امنیتی به وی به‌عنوان گزینه‌ی مطلوب برای هدایت یک کودتا نگاه می‌کردند. خواندن خاطرات چنین فردی قطعاً خالی از لطف نیست.
 
پی‌نوشت‌ها:
۱. محمد‌رضا پهلوی، مأموریت برای وطنم، ص ۸۶-۸۷.
۲. مشروح بیانات، ۸ بهمن ۱۳۷۰.

شکی نیست که فضای سایبر و شبکه‌های اجتماعی به هر حال فرصتی را ایجاد می‌کند که می‌توان از آن برای انتقال اخبار و شکستن انحصار رسانه‌ای جبهه معارض بهره گرفت. منتها من این فضا را بدون آسیب و بدون آفت نمی‌بینم. آفتش را هم نه از باب آفت‌های اخلاقی که همه بیان می‌کنند که ممکن است آدم از فضاهای غیر اخلاقی و… سردرآورد، خیر.

نگاه من نگاه پدیدار شناسانه است، یعنی معتقدم این شبکه‌ها به تدریج اخلاق و خوی خاص خودشان را تولید می‌کنندو به تدیج یک زندگی دوم(second life) برای کسانی که خیلی از وقت‌شان را در فضای برخط صرف می‌کنند، تحمیل می‌کنند. و به نوعی آنها را از دایره فرهنگ خارج می‌کنند. چون شبکه‌های مجازی و اجتماعی و کلا فضای سایبر یک تربیت ویژه  و منطق ویژه‌ای را اقتضا می‌کند که خیلی با منطق خلوت و درنگ و منطق تفکر و منطق ارتباط چهره به چهره(face to face) سازگاری ندارد و در تعارض با اینهاست.

لذا ما باید حواسمان باشد که علی رغم استفاده و حضور در این فضا حق نداریم زندگی دوم داشته باشیم، حق نداریم کار فرهنگی را صرفا در کار خبری خلاصه کنیم. این خیلی اجحاف است که فکر کنیم کار فرهنگی یعنی کار خبری کردن، تسلسل پیام‌ها و خبرهای مکرر که حتی واجد مضامین دینی باشند آنها را از مضمون و محتوا خالی می‌کند و دریافت کننده این پیام‌ها و اخبار دیگر درکی از آن معنا نخواهد داشت و در واقع معنازدایی می‌شوند و این خیلی اتفاق بدی است.


منبع : سایت شخصی وحید یامین پور

جایگاه زیارت شهدا در کاروان راهیان نور

سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

«همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود». امام‌خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»

 

«شهداء شاهد بر باطن و حقیقت عالم‌اند....

آمده‌اند تا حلقه‌ی مفقوده‌ی هدایت را کامل کنند». «شهید آوینی»

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ 

فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلا

از مؤمنان کسانی هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده‏اند؛ بعضى عهد خود را ادا کردند و بعضى در انتظارند ولی هرگز تغییر و تبدیلى در عهد و پیمان خود ندادند.

شهدا صادقانه به عهد خود با خدا وفا کردند و رفتند و در حفظ نظام اسلامی از بذل جان دریغ ننمودند و شما با نظر به حضرت صاحب‌الأمر علیه السلام به زیارت آن‌ها می‌روید تا به زیارت کسانی رفته باشید که قلب مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها را شاد کردند. پس با توسلِ پی در پی به حضرت صدیقه‌ی...



دانلود این جزوه ارزشمند از استاد طاهرزاده :


word / pdf


منبع : سایت لب المیزان

سخن‌نگاشت | چرا انقلاب کردیم؟ 6

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ

سخن‌نگاشت | چرا انقلاب کردیم؟ 5

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۶ ق.ظ

شاخصه های انقلابی گری از زبان رهبر 5

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۲ ق.ظ

عوت به «انقلابی بودن» و «انقلابی ماندن» یکی از پرتکرارترین توصیه‌های رهبر انقلاب در دیدار با اقشار گوناگون مردم و نیز مسئولین کشور در دیدارهای خصوصی و عمومی ایشان به‌ویژه در ماه‌های اخیر بوده است.


یشان در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۴ با بیان اینکه امام بزرگوار (رحمةالله‌علیه)، ریل حرکت کشور را به سمت هدف‌های بزرگ یعنی «حاکمیت دین خدا»، «تحقق عدالت اجتماعی واقعی»، «ریشه‌کنی فقر و جهل»، «ریشه‌کنی استضعاف و آسیب‌های اجتماعی»، «برقراری منظومه‌ی ارزش‌های اسلامی»، «تأمین سلامت جسمی و اخلاقی و معنوی»، «پیشرفت علمی کشور»، «تأمین عزت و هویت ملی و اقتدار بین‌المللی» و «فعال کردن ظرفیت‌های کشور» تغییر داد، افزودند: این اهداف، قابل تحقق هستند و تنها شرط تحققشان، حرکت در مسیر انقلاب و انقلابی‌گری است. ایشان در ادامه به تبیین معیارهای اصلی انقلابی‌گری در پنج شاخص عمده پرداختند.


این 5 شاخصه در 5 صوت در ادامه برای شما دوستان فراهم شده است،

منبع : KHAMENEI.IR


5. تقوای دینی و سیاسی


برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:



سخن‌نگاشت | چرا انقلاب کردیم؟ 4

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ق.ظ

شاخصه های انقلابی گری از زبان رهبر 4

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۲۸ ق.ظ

عوت به «انقلابی بودن» و «انقلابی ماندن» یکی از پرتکرارترین توصیه‌های رهبر انقلاب در دیدار با اقشار گوناگون مردم و نیز مسئولین کشور در دیدارهای خصوصی و عمومی ایشان به‌ویژه در ماه‌های اخیر بوده است.


یشان در مراسم بیست‌ و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۴ با بیان اینکه امام بزرگوار (رحمةالله‌علیه)، ریل حرکت کشور را به سمت هدف‌های بزرگ یعنی «حاکمیت دین خدا»، «تحقق عدالت اجتماعی واقعی»، «ریشه‌کنی فقر و جهل»، «ریشه‌کنی استضعاف و آسیب‌های اجتماعی»، «برقراری منظومه‌ی ارزش‌های اسلامی»، «تأمین سلامت جسمی و اخلاقی و معنوی»، «پیشرفت علمی کشور»، «تأمین عزت و هویت ملی و اقتدار بین‌المللی» و «فعال کردن ظرفیت‌های کشور» تغییر داد، افزودند: این اهداف، قابل تحقق هستند و تنها شرط تحققشان، حرکت در مسیر انقلاب و انقلابی‌گری است. ایشان در ادامه به تبیین معیارهای اصلی انقلابی‌گری در پنج شاخص عمده پرداختند.


این 5 شاخصه در 5 صوت در ادامه برای شما دوستان فراهم شده است،

منبع : KHAMENEI.IR


4.حساسیت در برابر دشمن و عدم تبعیت از آن


برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید: